برای مدیر عاملی که خدا هم دوستش ندارد.. تاریخ : يكشنبه، 5 خرداد ماه ، 1387
موضوع : سخن هوادار


برای مدیر عاملی که خدا هم دوستش ندارد..

من یک هوادارم،هوادرای دو آتشه و عاشق که پیروزی تیمم گاه از نان شب هم واجب تر است. هوادار تیمی که فریاد زدن اسم پر افتخارش و تکان دادن پرچم خوش رنگش مایه مباهات میشود،تیمی که پیروزی را گاه در نفس حق و دعای خیر هوادارش جستجو میکند،تیمی که باعث میشود 40 میلییون دل پاک باز هم سایه حق را بر سرشان حس کنند و تیمی که حالا حتی خدا هم دوستش دارد،هوادارش را.. بازیکنانش را.. مربیانش و حتی مدیر عاملش را...
و اما این مقدمه را گفتم برای آنکه بدانیم و بدانند خداوند جای حق نشسته.شاید روزی سرنوشت را برای کسانی که تصور میکردند محق اند خوش رقم زد اما همو حق را به حقدار رساند و میرساند، چون جای حق نشسته.. روی صحبتم با کسانی است که همیشه خواستار احقاق حق ناحقشان بودند و هستند و برای این از هیچ عمل و حرف و تخریب و توهینی فرو گذار نیستند... که ای کاش فقط کمی قناعت پیشه میکردند،که نکردند. روی صحبت من با آن آقای مدیر عامل است که دم از تعالی فرهنگ و حفظ ارزشها در ورزش میزند،از اخلاق و جوانمردی در میدان ورزش میگویید و رفتار حرفه ای و پهلوانانه بازیکنانش را به رخ میکشد.
اما..اما به وقت در خطر افتادن منافع و شکسته خواسته های حق و ناحق خود چه کارها که نمیکند،چه حرفهای بیهوده ای که به زبان نمی آورد و بیراهه ها که نمیرود.. از رهگیری مکالمات تلفنی یک داور شریف که فقط خدا میداند با کدام مجوز و حمایت کدام مرجع قانونی این عمل ضد اخلاق و قانون را انجام میدهد و به راحتی این کار خود را در رسانه ملی جار زده و حق خود میداند! از زیر سوال بردن شایستگی رقیب و تخریب بازیکنان و مرییان تیم قهرمان و توهین مستقیم به شخصیت هواداران آن تیم گرفته تا بکار گرفتن ترفندهای ضد اخلاقی دیگر،چیزی که مغایر است با آنچه آقایان داعیه اش را دارند.

تحریک هیجانات طرفداران ساده لوح خود برای بر هم زدن جو سالم و نظم آن بازی خاص و از همه قبیحانه تر سوء استفاده از احساسات و عواطف مردم شهر و استان مطبوعش بر علیه تیم رقیب با اعلام چند اسم و خواندن نوع صدمه به عنوان مجروج و مصدومان یک حادثه ساختگی و اصرار به مجری برنامه نود در نمایش تصاویری از همین مجروحان در تلویزیون. و در نهایت خدشه دار کردن وجه هواداران تیم قهرمان در نشان دادن آنها به عنوان اخلال گران در نظم عمومی مسابقه و خاطیان حوادث خیالی. این در حالی است که همه میدانند که آن مسابقه فینال گونه با آن حجم تماشاگر پرشور قرمزپوش تنها نقطه ضعفش به بعد از سوت پایان مربوط میشود که آنهم به دلیل عدم مدیرییت صحیح در کنترل هیجانات تماشاگران میزبان از طرف عوامل انتظامی بود و نه فرهنگ هواداران تیم برتر که آنهم به سرعت با تلاش عوامل انتظامی و همکاری تماشاگران خاتمه یافت و همه چیز با نظم ادامه پیدا کرد.
حال بهتر است آقای مدیر عامل کمی به حافظه خود نیز فشار بیاورند اگر خسته نخواهند شد!
بازی دوره رفت تیمتان با پرسپولیس.. ورزشگاه فولاد شهر.. ورزشگاهی که AFC هم آن را تایید نکرد..و آن حوادث تلخ و تکان دهنده که تاریکترین لحظه اش همراه بود با کور شدن دو چشم یک انسان بی گناه که آن بازی هیچ دخلی به او نداشت به جزء ادای وظیفه سربازی اش .اما چه شد؟ سربازی که برای حفظ جان مردم بی دفاع که تنها گناهشان حمایت از تیم محبوبشان بود در مقابل تماشاگران باشگاه شما که که با نارنجک هواداران قرمز را مورد لطف قرار میدادند سپر شد و بهترین نعمت خداوند به مخلوقش را از دست داد... آری ! آقای مدیر عامل همه دیدیم و دیدند هوادارانی که شما سنگ فرهنگ بالا و حرفه ای بودنشان را به سینه میزدید و ادعا میکنید خود شما این فرهنگ بالا (همان پرتاب نارنجک) را پایه گذاری کرده اید! چه کردند در فولاد شهر و در آزادی و خدا فقط خدا رحم کرد که اینبار اشاعه فرهنگ پایه گذاری شده توسط جنابعالی در تماشاگرانتان در همان خسارات وارده بر اتوموبیلهای خبرنگاران خلاصه شد.

و نوبت رسید به جریان سازی های منفی شما در جهت نزول ارزش قهرمانی رقیب و خراب کردن وجه آن جمعیت 130 هزار نفری داخل و بیرون استادیوم نزد مسئولان فوتبال در جلب نظر کمیته انظباطی و رئیس آن کمیته برای برخورد متقابل با جریمه ای که به حق این کمیته در حادثه جنایت فولاد شهر در مجازات باشگاهتان انجام داد..اما چه سود که قدرت اهرم فشار شما و مجموعه زیر دستتان در تجدید نظر آن جریمه بیش از بازوی عدالت این کمیته بود و البته هنوز یادمان هست.. تهمت های ناروای شما که بازیکنان و آن تماشاگرانتان بعد از بازی با صبا باتری به تیم پرسپولیس میزدید و بازهم اقتدار و شایستگی بازیکنان،مربیان و هواداران پر خروش را با زدن انگ تبانی که درخور شما و باشگاهتان بود زیر سوال میبردید ..اما «زهی خیال باطل» آقای مدیرعامل که این تیم غیور و این هوادار با شرافت با این نوع بد خواهی ها زیر علامت سوال امثال شما نرفته،نمیرود و نخواهد رفت. 
وقتی ایشان در انجام این دست رفتارها ابايی ندارد پس بازیکن تازه نامی شده تیمش که بیشتر در نقش سخنگوی باشگاه بر می آید تا بازیکن نیز اجازه انجام هر گونه یاوه گوئی گستاخانه و توهین به شخصیت هواداران شریف تیم قهرمان را به خود میدهد.کما اینکه حتما مجوز این یاوه گوئی ها قبلا از سوی آقای مدیرعامل صادر شده که یک بازیکن معمولی به قصد مشهور کردن خود غیر از توهین به تاریخ پرطرفدارترین تیم قاره کهن و زیر سوال بردن افتخارات بی شمار آن، هواداران ساده و پاک که از روی هیجانات ناشی از قهرمانی به داخل زمین سرازیر شدند را در مقابل دوربین تلویزیون علنا چاقوکش میخواند تا همچون مدیر عامل خود پرده بر ضعفها و اشکالات بی شمارش بکشد.یکی از همین طرفداران را به یاد می آورم به خاطره فریاد صادقانه ای که میزد.. یک نوجوان با چشمان پر از اشک در مقابل دوربین یکی از برنامه های ورزشی شبکه خبر از ته دل فریاد میکشید « ..خدایا دوست دارم ..»این همان هواداریست که آقایان با بی شرمی مقابل دوربین مجرم میخواندنش.این ندای همان هواداریست که خالصانه خدا را شکر میکرد اما آقایان بی وجدان در مقابلش جبهه میگیرند تا جو را به نفع خود تغییر داده و قهرمانی محقترین تیم لیگ را کمرنگ جلوه دهند.
جناب مدیرعامل راستی فیلم بازی با الاتحاد سوریه چه شد؟ بازی که واقعا به ناحق حق شما را لوتی خور کردند این اعراب..مسلما تا یک دهه دیگر هم اتفاقی نخواهد افتاد.از شما میپرسم آیا این فریاد داد خواهی و حق طلبی را برای آن بازی و در مقابل سران AFC هم سر دادید ؟ آیا بازیکنانتان این بلبل زبانی که برای توهین به هموطنانشان دارند،در مقابل اعراب که همیشه حق را نا حق میکنند هم از خود نشان دادند؟...میدانم و میدانید که «نه»
نه! جناب مدیر عامل نمونه!..شما باید به جای بردن فیلم بازیهایتان به این کشور و آن مرجع فوتبالی و نشان دادنش به این و آن فیلم اعمال و گفتار خود را نزد دادگاه وجدانتان باز بینی کنید .ببینید کردارتان را و گوش کنید گفته هایتان را و از خود نزد وجدان به خواب رفته دادخواهی کنید که چرا؟ چرا لااقل اگر نتوانستید محبوب شوید منفور هم نشوید که «آه» میلییونها نفر با شما نباشد که در ثانیه های پایانی قهرمانی را از دست ندهید. شما آن بازی را به داور و وقت اضافه اش نباختید..به خودتان باختید..به بغض 5 ساله 40 میلییون نفر باختید که ترکید تا شما و تیمتان را در دریای اشک شوق خود غرق کند. چون خداوند جای حق نشسته...
آری ! شما باختید آقای مدیرعامل. قهرمانی را،ورزش را،اخلاق و حرفه ای گری را و حتی همان اندک احترام خودتان و بازیکنانتان را ..شما باختید؛به قیمت دو چشم نابینا..به قیمت «آه» یک مادر.. به قیمت تهمت های ناحقتان.. به قیمت همان بغض 5 ساله...باختید؛به همه چیزهائی که گفتم و میدانید..باختید.
و حالا شما ماندید و ... منه هوادار ماندم و تیم محبوبم و لذت قهرمانی و البته عزت پهلوانی...
آقای مدیرعامل من خبرنگار نیستم که از چاپ دست نوشته ام حقوق دریافت کنم و یا علیه شما در روزنامه ها جو سازی کنم فقط یک هوادارم همین. اینها همه حرف دل بود. دلم و همان 40میلییون نفر... نوشتم و نوشتند امثال دوستم حسن مهدوی که او هم یک هوادار دل سوخته است ؛نوشتیم در جواب آن یاوه گوئی ها که بفهمید در مسیر منفور شدن قدم بر داشته اید و در این راه حتی خدا هم شما را دوست نخواهد داشت ..پس باز هم میگویم آقای «ساکت» لطفا «ساکت»!
آرش.م

....
* توضیح مرجع خبری: منظور از آقای مدیرعامل محمدرضا ساکت و مقصود از تیم مطبوعش در متن تحلیل سپاهان اصفهان است.
* مرجع خبری پرسپولیس از تحلیل های قوی دیگر هواداران نیز حمایت می کند تا همگی جرات دست به قلم بردن را پیدا کنند. اخبار ارسالی تان را از طریق منوی سمت راست و بیشتر پیغام خصوصی مدیر ارسال کنید.








منبع این مقاله : :::PerspolisNews.com::: مرجع خبري پرسپوليس
http://www.perspolisnews.com

آدرس این مطلب :
http://www.perspolisnews.com/modules.php?name=News&file=article&sid=4608