مرجع خبری پرسپولیس(19:35): تا قبل از انکه پیشوند پرطمطراق دکتر به نام و شهرتش اضافه شود بی محاباتر از این بود که امروز می بینید، حاجی حاضر می شد برای بدست اوردن صید، دو برابر ارزش واقعی آن طعمه گذاری کند تا در نهایت همه بگویند او مرد شکار است، بی توجه به اینکه بعدا کسی محاسبه کند ایا این شکار ارزش ان همه وقت و هزینه را داشت یا نه!
واژه ترکیبی "بمب ترکاندن" ان قدر در طول این سال ها مورد استفاده قرار گرفت و به کار رفت که دیگر هیچ خواننده ای حتی اگر به راستی بمبی هم منفجر شود مایل به شنیدنش نیست چرا که هیچ کدام از ان انتقالات نتوانستند نیازهای اصلی استقلال را ارضاء کند. فتح الله زاده دکترین خاص خویش را در فصل نقل و انتقالات دارد، او نسبت به گذشته آرام تر شده و بیشتر سعی می کند ادبیات خود را به سمتی سوق دهد که مبادا دکتر بودنش زیر سوال برود اما با این همه سعی ،هنوز به روش خود صادق است و حاضر نیست برای لحظه ای ان را فراموش کند.
اولین دوره حضور او در کادر مدیریتی استقلال پر از سوالاتی بود که فتح الله زاده باید به آنها خیلی زود جواب می داد او علاقه چندانی به اتلاف وقت نداشت و بیشتر تلاش خود را متوجه کنکوری پاسخ دادن می کرد یعنی برای رسیدن به جواب نزدیک ترین راه را انتخاب کن. امیر عابدینی که پیش تر از او سکان مدیریت پرسپولیس را در دست گرفته بود و متعاقبآ عناوین بیشتری را هم در کیسه خود می دید در اخرین سال های حضورش به عنوان مدیرعامل پرسپولیس رقابت تنگاتنگی را با حاجی ان روزها و دکتر امروز به راه انداخت که این مسابقه اغلب با پیروزی جبهه ابی توام می گردید چون پاسخ رقیب کنکوری بود و فقط برایش جواب اهمیت داشت تا راه حل درست مسئله...
پرسپولیس مهره های خود را به پای میز مذاکره می کشاند و با انها به توافق می رسید اما به یکباره انگشت سبابه انها در هیات فوتبال تهران ، پای برگه قرارداد استقلال جوهری می شد. مردان متعددی بودند که از این روش به جمع ابی پوشان ملحق شدند که دانه درشت ترین آنها احمد مومن زاده نام داشت.
مهاجم گلزن و انرژیک آن روزهای فوتبال ما تا آستانه قرار داد با پرسپولیس پیش رفت اما به یکباره با قیمتی غیر متعارف به اردوگاه آبی پیوست. آن روز یک روز فراموش نشدنی برای حاجی به حساب می آمد وقتی اطرافیانش به او لقب سلطان جذب بازیکن را می دادند چنان برقی در چشمانش هویدا می گشت که هنگام اهدای جام دیدنش ارزوست. بهایی که برای مومن زاده هزینه شد آن قدر در زمان خودش بالا بود که او عنوان می کرد با ترانسفر این مهاجم نه تنها اصل پول برمی گردد بلکه سود عظیمی عاید استقلال خواهد شد! آن فصل مثل برق و باد گذشت و احمد دل پیرو (لقبی که در برنامه نود به صورت افتخاری و در طرفه العینی از طرف حاجی به او اهدا گردید) فقط یک گل در مشهد زد که از شانس بدش تور پاره بود تا داور هم باورش نشود گرانقیمت ترین بازیکن لیگ طلسم نحس را شکسته... طعنه آمیز است اگر بدانید در یکی از بازیها درحالیکه بازیکنان استقلال در موقعیت سه به تک با دروازه بان حریف بودند و در شرایطی که جواد زرینچه می توانست به راحتی دروازه حریف را باز کند،برای آنکه به مومن زاده برای شکستن طلسمش کمک کنند توپ را در دوقدمی دروازه در اختیارش گذاشتند (پاس عرضی که در حکم آفساید هم نبود)اما عجیب اینکه او باز هم این موقعیت هلو را از دست داد!
... اما اگر تصور می کنید این انتقال دو سر ضرر باعث متنبه شدن فتح الله زاده شد سخت در اشتباهید چرا که بعدا مدافع یاغی ارتش سرخ، لباس هشت قرمز را با بیست استقلال عوض کرد تا نقطه عطفی در کارنامه مدیر عامل ثبت شود، اما مهدی دیگر آن هاشمی نسب پرسپولیس نبود و تنها توانست به عنوان یک مدافع معمولی در میادین ظاهر شود و سپس ترک استقلال.
پررنگ ترین قسمت این جا به جایی رکورد شکن فقط لحظه ای بود که پای عقاب در داربی لیز خورد تا چند ثانیه بعد شماره بیست ابی هامقابل هواداران استقلال غش کند! اگر زمانش یادتان نیست یک راهنمایی کوچک میهمانتان می کنم : همان بازی که با گل آخر علی کریمی مساوی شد و استیلی و نوازی رینگ بوکس راه انداختند و...
آن زمان هم خیلی زود گذشت و استقلال سالیان سال بدون فتح الله زاده زندگی کرد، دوران غریبی که با قریب به ارام ترین ایامش رسید و سر انجام چاقوئی در پهلویی فرو رفت تا سرپرست موقت باز هم به روی سن برگردد. البته در این میان در غیاب حاجی هم یک بمب ترکانی به این ثیاق انجام شد و رضا عنایتی که با دعوت نامه پرسپولیس دیار مشهد را پشت سر گذاشته و به تهران آمده بود سر از استقلال در آورد ، که این یکی استثنای تاریخ نقل و انتقالات استقلال بود و هر بار خواستند از ان تقلید کنند تا نزدیکی های نابودی رفتند! از آمدن برهانی که یک سال بیشتر نگذشته، یادتان رفته؟ بخوانید:
مو هایش کمی سپید تر از گذشته شده بود اما دکتر همان حاجی خودمان بود که کمی پخته تر به نظر می آمد. کلمه ای از بمب صحبت نکرد اما آن یکشنبه ای که آرش برهانی را پای میز مذاکره کشاند (تا حبیب کاشانی اولین رکب ورزشی اش را بخورد) نشان داد فتح الله زاده برای خریدهای پرسپولیس ارزش بسیاری قائل است حتی میثم منیعی هم به یکباره سر از اردوگاه آبی درآورد تا آنهائی که برای لحظه ای در عوض شدن دکتر دچار تردید شده بودند به جرگه دیگران بپیوندند.
بی انصافی است اگر خریدهای فصل قبل استقلال را بد بدانیم اما چه فایده که آن همه ریخت و پاش مخصوصا انهایی که صبح پرسپولیسی بودند و شب سر میز شام استقلال، هرگز در حد و اندازه های خود ظاهر نگردیدند. اگر ان طرف برهانی شده بود سوهان اعصاب ، در عوض محسن خلیلی با گل های پر تعدادش جام را به ویترین پرسپولیس نزدیک تر از هر زمان دیگری می کرد .
لیگ هفتم به پایان آمد و باز هم رسیدیم به فصل خود نمایی دکتر،
بدون توجه به همه ان عقبه ای که ما فقط اشاره کوچکی به ان کردیم باز هم حاجی خرید های مورد علاقه خود را متوجه مردانی می کند که پرسپولیس انها را خواسته است. هاشم بیک زاده فعلا اولین صیدی است که ترازوی رقابت فتح الله زاده و مصطفوی تازه وارد را به نفع اولی سنگین کرده و همه این روزها از درایت حاجی در نقل و انتقالات می گویند، درست شبیه به زمانی که مومن زاده به استقلال امد و برهانی مذاکره شب قبل خود را با کاشانی فراموش کرد. خرید های ابی از خیابان قرمز صورت می پذیرد و بر ان هیچ گله ای نیست جز یاداوری یک نکته تاریخی:
جام به تیمی می رسد که طبق نیاز چمدانش را پر کند ، نه آنکه دستش را در زنبیل حریف می کند و خریدهای رقیب را به سود خود مصادره به مطلوب می کند!
نقل مرجع خبری،مهدی طاهرخانی-پارس فوتبال