| شهادت مرد مردان تسلیت باد |
|
|
|
| نوشته شده توسط حسن مهدوی |
| سه شنبه, 09 شهریور 1389 ساعت 21:56 |
|
|
| مطالب مرتبط: |
|---|
|
اضافه كردن نظر
مسئولیت محتوای نظرات این صفحه بر عهده ارسال کننده حقیقی بوده و ارتباطی با صاحبان سایت ندارد.













نظرات
آقاي مهدوي با گفتگو حل نميشه به راه بياريم تا اينكه اخراج كنيم
ماهم رفتیم شبت ناز داداش ارس
حالا بشین با خودت تنها یه خورده فکر کن
بگو کارم درسته یا نه
che nasihate pedaraneyi
boro baba! yasin velesh kon,harfe moft javab nadare
ma raftim ya allli,
yasin jan sareto nazan
hussein fosho tahghir du dare,mibini k vayasde k tahghiresh konim
che bache naziiii,gona dari
منم دارم میرم جوابشو ندیم خودش میره
برو داداشی
mahdiye yasino bakhshide
boro baba,dari az mahdiye tarafdari mikoni
mahdiye yasino nakhshid ta unjayi k man etela daram,omadi inja chi zer mizani vas khodet
To unmogheyi k mitonesti yeki az ma beshi az forsatet estefade nakardi,kar b jayi reside k javabe salametam harom shode
کاشانی واسه تو تره هم خرد نمیکنه
اون کسی که قبول کنه کرده کسی به بخشش تو نیازی نداره
اخه تو چه خاصیتی واسم داری که ازت معذرت خواهی کنم
در ضمن فکر کنم یه بار مدیر سایت اخراجت کرده و با یه کاربری دیگه اومدی؟اره؟
در ضمن به نظر من اگه 2 نفر با هم حال نمیکنن دلیل نداره 1 ساعت با هم حرف بزنن تا شاید رابطشون خوب شه، میتونن کلاً به هم کاری نداشته باشن، دلیلی نداره اینجا همه با هم رفیق باشیم
شرمنده که دخالت کردم، حس کردم داره بحثتون بالا میگیره گفتم شاید حرفم تاثیری داشته باشه.
در ضمن وقتم با ارزشتره که بشینم با ادم بی جنبه ای مثل تو که بچه ها محلش نمیذارن و دلش پر اشوبه حرف بزنم درکت میکنم زیاد به خودت فشار نیار
امیر جون شبت ناز
برو از همون هدایتی
هدایتی ترو میاره لیدرش کنه تو کیک و ساندیس برو
جدی میگی استقلالی؟
اونوقت پایتخت استقلال کجاست؟هان؟نکنه پاکستانه؟
yasino hosein khejalat bekeshin senatun roo ham nim gharn mishe valiiiiii,man koochik tar az uni hastam ke shomaro ashti bedam vali be hormate in shab ghasametun midam kutah biain hamin
حالا تمومش کن
باشه؟
من به بچه ها قول دادم که در این مورد صحبت نکنم اما چون قسمم دادی .اره من شاهد بودم.ضمنا اون جریان مال خیلی وقت پیشه
bakhshide baba kootah biayn dg aaaaaaaaaaaaaaa aaaaaaaaaaaaaaa aaahhhhhhhhhhh
مگه من به امام رضا قسمش ندادم که منو ببخشه درسته؟
از اون وقت تاحالا چیزی از من دیدین؟
جوماب بده به همین شب عزیز قسمت میدم
yasin to hichi naguuuuuuu eeeeeeeeeeeee
امیر خودت شاهدی
ruye mano zamin nandaz mazerat khahi konin tamum she khaheshhhhhhhh
vali man fek mikonam moshkeli nabashe biad etefaghan perspolise ke be poole ina niaz dare,time alhelalo didi!???be nazaret mitunim kamtar az 3ta bokhorimm!!ma chera nabayad bazikone aali bekharim???
مگه دروغ گفتم الانم دارم میگم خونمون تهرانه ولی الان من سمنان هستم-در مورد لیدر جایگاه 21 بهت بگم عباس لیدر جایگاه 21 دوستمه-هنوزم شمارشو دارم وقتی تهران بودم چون خونمون انقلاب بود زیاد استودیوم میرفتم-الانم بخوام برم به عباس زنگ میزنم-
در جواب اسمم هم بگم اسمم یاسینه میخواستم اون زمان جو به نفع خودم کنم که گفتم اسمم میثمه
حالا اون یکی رو هم بگو تا جوابتو بدم
bikhial bikhial damet garm yasin,toam mazerat bekha hosein,bos konin hamo
امیر جون چه مدیر عامل چه عضو هیئت مدیره پرسپولیس به پول این اقا نیازی نداره
چون دیگه خودشو نشون داده مگه 2 سال پیش اون مدیر عامل بود؟
مطمئن باش هدایتی بیاد کاشانی میره
در ضمن اون از استیل نمیره این کارو کرده که حاشیه تیمش بخوابه
حسین جان داداش من روز اول بهت گفتم داداش -الانم داداش منی-همه بچه ها هم تو سایت منو میشناسن-تو این چند مدت خداروشکر انقدر بد نبودیم که کسی از ما شاکی باشه--همه بچه ارو داداش صدا کردیم و پاشون تا اخر هستیم-اگه ببینم یه غریبه بیاد دری وری بگه به شماها به امیر به همه بچه ا این سایت جوابشو به شدت شدیدی میدم-هنوزم دوستت دارم -منو ببخش اگه حرفی بهت زدم
man ke nemigam biad modir amel she baba age biad raise heat modire aaliye ghabul kon yasin
har 2 eshteb kardin baba vali hal sho hamechi nemidunam bahse ghadimo chera alan mikonin bikhiad hame az deleshun darumade.bebusin ruye hamo tamum sheee
اونوقت نشستین اینجا میگین کاشانی بی غیرته
کاشانی نتونست واسه ما بازیکن بگیره کاشانی فلان کاشانی فلا
به خدا خسته شدم
امیر مگه خودت نگفتی حمایت حمایت
با امدی گفتی هدایتی برگرده بهتره
اخه هدایتی اگه خوب بود که با اون همه ستاره 2 سال پیش پنجم نمیشدیم
من ببینم کسی اینجا حرف غیر مربوط میزنه دری وری میگه به سرمربی تیم به مدیر عامل تیم جوابشو به شدت میدم از هیچ کسی هم ترسی ندارم گفتم حتی به قیمت اخراج شدنم از سایت باشه؟
من یه پرسپولیسی با غیرتم -تیمم رو دوست دارم-کاشانی رو به شدت ستایش میکنم
دلیلی نداره تو بیای هر چی اینجا دری وری هخست بارش کنی؟
hame inaro midunam hata sohbataye to ba mahio kamel khundam
درست نمیگم حسین؟
are dada shoma beharfin hoseinam khaheshan shafaf sohbat kone
کوفه امشب کربلای دیگر است
جبرئیل آوای غم سر داده است
در فلک شوری دگر افتاده است
تیر غصه بر دل زارم نشست
تیغ دشمن فرق مولایم شکست
قلب مجنون سوی صحرا میرود
حیدر امشب سوی زهرا میرود
شنیدم عاقلی فرزانه فرمود:
اگر "دوزخ "به زیر پوست داری
نسوزی گر علی را دوست داری
تشیع پیروز است
آقا جان بیا .. بیا که انتقام بگیریم ..
انتقام سیلی زهرا
خیلی زیباست
http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://mansurarzi.persiangig.com/arzi_mojir.wma
حیدر کرار نیم خانه نشینم ولی
جان به فدای جگر سوخته ات یا علی
راه علی : را حق : را ما باد .
یا علی . شب بخیر
کلامت چه آرام کرد بی تابی مان را! چه تسکین بخشید شانه های لرزان مان را! فرمودی: «مثل من، مثل آن کسی است که در تاریکی دنبال آب می گردد و ناگاه به آن می رسد. مثل من مثل عاشقی است که به معشوق خود رسیده است و مسرور است.» آری! خودت گفتی که شعف تو نیز همانند آن عاشق و یابنده است. اما پدر، جانم فدایت، پس زینب چه...؟ چشم هایت را نبند.
زینب را بیش از این بی تاب مکن.
پیاله شیری را که به لب هایت چسبانده ام، بنوش و باز با من سخن بگو که به صدایت محتاجم. پدر جان! چشم باز کن
آخر، زینب، بی تو چه کند؟
همه می آیند و می روند. تو گاهی به هوشی و گاه از اثر زهر، در اغما.
چشمان همه خیس است.
حالا که در بستری، همه آمده اند؛ حالا که ساعت و لحظه به لحظه، رنگ پریده تر می شوی.
کاش لب می گشودی و چیزی می خوردی تا جانی به تنت دهد.
من بی قرارم پدر، تسکینم باش، مثل همیشه
پدر جان! چشمانت را باز کن. با من، با دخترت حرف بزن؛ دختری که بدون پدر می میرد.
من بی قرارم پدر؛ بی قرارم به بی قراری ات.
تو تکیه گاه منی بعد مادر؛ تکیه گاهم بمان.
ای شما که «از قرآن تنها قل قل عربی اش را می دانید»!
دیگر طناب عدالت علی از حلقومتان نخواهد آویخت.
دیگر برق ذوالفقار شیرمرد عرب، چشمان دنیازده تنگتان را نخواهد زد.
دیگر تازیانه عدلش بر پیکر هوسرانتان نخواهد نشست.
آسوده باشید و سکه بر سکه بگذارید خراج بیت المال کوفه را. بنوشید و بدزدید و انبار کنید که عدالت، چهره در خاک فرو برد! اف بر شما! چه بد مردمانی بودید که مولا از جهلتان به ستوه آمده بود! میدان های جنگ، پر بود از مردانگی او و نامردمی شما. زمستان شما را خواند؛ گفتید سرد است، بگذار کمی گرم شود.
تابستان شما را خواند، گفتید: گرم است، بگذار کمی سرد شود... به راستی که لایق نبودید حکومت عدل علی را.
آسوده باشید که روح خسته علی علیه السلام در جوار آرامش زهراست. التماس کاسه های شیر، بی جواب مانده است. اکنون چاه های شهرتان همه عزادارند و نخلستان ها بی تاب. وای بر کوفه بعد از علی! وای بر تنوره های سرد بیوه زنان عرب! وای بر کوچه های بی گذر شبانه بعد از این! وای بر یتیمان کوفه!
پس از تو، گرد و غبار یتیمی را چه کسی از سر و روی فرزندان زهرا پاک خواهد کرد؟ پس از تو، کیست که روح عدل و داد را در کالبد بی جان امت بدمد؟ کیست که تیرهای فتنه و نفاق را از چشم های حادثه بیرون آورد؟ کیست که تیغ ذوالفقارش، خواب از سر عمروعاص ها و معاویه ها برباید؟ ای ابرمرد تاریخ! هنوز طنین خطبه هایت در کوچه پس کوچه های کوفه طنین انداز است. هنوز گل زخم هایت بر تن رنجور زمان نقش بسته است. هنوز فریاد حق طلبی ات، در دامنه های هزاره ها می پیچد و چون موسیقی غم آلودی، مظلومیت تو را فریاد می زند.
«آن ضربت کار خود را کرد، او از میان ما می رود.» این را کودکان کوفه می گفتند؛ کودکان یتیم کوفه. اما باز با ظرف های پر از شیر، جلوی خانه او صف کشیده بودند؛ شنیده بودند که شیر می تواند مرهمی باشد برای زخم او.
خیلی وقت پیش او را نمی شناختند و در جواب مادرانشان می گفتند: «مردی بود که بوی مهربانی می داد؛ درست مثل پدر خودمان»، با او انس پیدا کرده بودند و با او بازی می کردند؛ اما نمی دانستند کیست و چرا با آنان این گونه است. مگر این همه مرد در کوفه نیست؟ وقتی فهمیدند که شنیدند همان وقت، امیرالمؤمنین ضربت خورده است. وقتی فهمیدند که دیدند دیگر کسی سراغ آنان نیامد؛ نه کسی خرما آورد و نه نان و نه آب و نه دست نوازشی و نه در زدن شبانه ای... مردی که در محراب زخم خورده است، همان مردی است که به عبایش آویزان می شدند و از سر و کولش بالا می رفتند. حالا می فهمیدند که چرا به آنان می گفت: «از خدا بخواهید که علی را در مورد شما ببخشد».
ظرف های شیر لبریز شده بود و کف کوچه ریخته بود؛ خیلی وقت بود که روی پا بودند؛ اما کار از اینها گذشته بود. او از میانشان رفت.
که مرغابیان شیون میکنند
اسبان شیهه میکشند
که زمزمه
ای پیچیده در نخلها
و ابری سیاه بر ماه…
زلزله
زلزله
و کانون زلزله
دلهای کوچک کودکان یتیم کوفه
با کاسههای لب شکسته شیر به دست
بر درگاه غمگینترین خانه جهان…
یتیم امده اینجا پدر پدر نکنید
از ان خرابه که شبها گذرگه من بود , بدون سفره خرما و نان گذر نکنید
به پیر مرد جزامی سلام من ببرید, ولی زقتل من او را دگر خبر نکنید
ز کوچه ای که گرفتند راه مادرتان , تمام عمر شما هم چو من گذر نکنید
تمام عمر شما هم چو من گذر نکنید..
یا علی(ع)
ندانم سر چه سودا دارد امشب
غریب یثرب و مظلوم کوفه
هوای کوی زهرا دارد امشب..
یاداوری حادثه ای سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن میداد
ای تیغ نیازی به حضور تو نبود..