مصاحبه ها

از سهام مان نمی گذریم / بخش دوم

 

مرجع خبری پرسپولیس : میزگردی با حضور عابدینی و فائقی پیرامون مسائل پرسپولیس، از واگذاری به بخش خصوصی تا بازپس گیری توسط دولت-بخش دوم

از سهام مان نمی گذریم

در بخش اول این گفت وگو امیر عابدینی، از مالکیت بر پرسپولیس و نه پیروزی گفت. بخش دوم این مصاحبه به قیل و قال مربوط به سهام جنجالی این تیم اختصاص دارد.

-این حکم را به آقای محلوجی داده بودند؟

فائقی؛ حکم را آقای غفوری فرد برای اداره باشگاه به آقای محلوجی داده بودند و پس از منظم شدن لیگ باشگاه پرسپولیس در شرایط خوبی بود ولی نظمی که در لیگ وارد شده بود و روند مسابقات که به صورت رفت و برگشت انجام می شد هزینه ها را به حد چشمگیری افزایش داده بود. دستمزد بازیکنان یکباره از ارقام ۴۰۰ هزار تومان به میلیون رسید و این باعث شد آقای عابدینی به دنبال یک پشتیبان مالی برای باشگاه بگردد که آقای زم به خاطر حمایت مالی اش در این دوران وارد باشگاه شد و درگیری های پرسپولیس آغاز شد. البته من بر این باور هستم اگر اختلافی بین مسوولان پرسپولیس به وجود نمی آمد هیچ گاه پای سازمان به این ماجرا باز نمی شد. از سال ۷۳ تا ۸۰ که من در سازمان تربیت بدنی بودم هیچ گونه حمایتی از باشگاه استقلال و پرسپولیس صورت نمی گرفت و آنها به صورت خودگردان اداره می شدند. البته بعضی اوقات سازمان تربیت بدنی که بودجه یی برای حمایت بازیکنان تیم ملی نداشت از باشگاه ها درخواست می کرد پاداشی بیشتر از حقوق آن بازیکن به او داده شود. زمانی که آقای غفوری فرد به آقای محلوجی حکم اداره باشگاه را دادند این گونه نبود که آقای محلوجی کل بودجه معادن و فلزات را وارد باشگاه پرسپولیس کند. حمایت ایشان این گونه بود که به طور مثال اگر قرار بود یک امتیاز از سوی وزارتخانه به همه افراد اهدا شود باشگاه این امتیاز را در زمان کوتاه تری دریافت می کرد. سه ماه بیشتر از فعالیت من در سازمان تربیت بدنی نمی گذشت که ما با بحران شدیدی روبه رو شدیم.

-همان بحران ۷۳…

فائقی؛ این بحران برای ما شکننده بود. بعد از گذشت بحران و بررسی هایی که روی آن انجام دادیم به این نتیجه رسیدیم که سازمان تربیت بدنی باید روی پای خود بایستد و نباید اجازه دهد بحران های مشابه به حدی پیش برود که خارج از کنترل سازمان باشد و ما به حقارت های بیرونی تن دهیم. پس از این تصمیم می بینید با هیچ بحرانی روبه رو نشدیم چون اجازه رشد به بحران نمی دادیم و بحران ها را در بدو به وجود آمدن کنترل می کردیم. زمانی که آقای عابدینی با آقای زم وارد مذاکره شدند من احساس کردم شرایط در حال خارج شدن از دست ما است و موضوع را با آقای هاشمی طبا در میان گذاشتم که ایشان قاطعانه به من اعلام کردند به آقای عابدینی کاری نداشته باش. دلیل مخالفت آقای هاشمی طبا با دخالت در قضیه ذکرشده این بود که «بار به طور کامل از روی دوش سازمان برداشته شده بود.» ولی اگر امروز نگاه کنیم می بینیم کلیه پیگیری ها با سازمان است. موضع دیگری که آن روزها برای ما مشکل ایجاد می کرد این بود که باشگاه های پرسپولیس و پیروزی را یکی می پنداشتیم ولی امروز من به طور کامل درک کردم این دو باشگاه کاملاً جدا از هم ثبت شده اند و موضوع دیگری که امروز برایم روشن شد این بود که حکم غفوری فرد به محلوجی موافقت اصولی است و رد مالکیت ندارد. من موافقت های اصولی زیادی در موارد مختلف صادر کرده بودم ولی امروز اعتراف می کنم این حکم به هیچ عنوان مساله مالکیتی ندارد و نظر آقای عابدینی درخصوص آن کاملاً درست است. به نظر من این مجوز هوشمندانه ترین کاری بود که تحت شرایط آن روز انجام شد. اگر دقت کنید امروز هم با گذشت زمان نسبتاً زیادی از ابلاغ قانون اصل ۴۴ هنوز هم بر سر راه خصوصی سازی موانع زیادی وجود دارد. اقدامی که آن زمان با تفکر دولتی وقت برای اداره مستقل این دو باشگاه صورت گرفت هنوز هم کار بزرگی به حساب می آید و این دو باشگاه تا حدی مستقل بودند که زمانی باشگاه دوباره به حکم دادگاه به سازمان برگشت و سازمان باید هزینه های باشگاه را تقبل می کرد، فهمیدیم این استقلال مالی چه مفهوم بزرگی داشته است. همین طور از دوران بعد از صدور این حکم بود که فوتبال ما دچار تحول بزرگی شد و صدور بازیکن و خدمات به کشورهای دیگر آغاز شد، به طوری که مبلغ صدور علی دایی به تنهایی با کل صادرات صنعتی غیرنفتی ما برابری می کرد، با این توجه که مقدار سرمایه گذاری ما در بخش صنعت بسیار بیشتر از سرمایه گذاری در عرصه فوتبال بود.

عابدینی؛ این اتفاق سرآغاز صدور ورزش بود. تا قبل از آن صدور خدمات ورزشی ما محدود به داخل کشور و حداکثر کشورهای حاشیه خلیج فارس بود.

فائقی؛ آن سال جمع صدور بازیکنان ما مبلغ ۴۰۰ میلیون دلار بود.

عابدینی؛ من دو نکته در مورد کل این صحبت ها باید بگویم. البته این رقم نبود. یکی اینکه موافقت اصولی که آقای غفوری فرد برای انصاری فرد و منتظر الموعود صادر کرد برای ثبت موسسه به نظر من در پرسپولیس صادر نشده بود.

سازمان تربیت بدنی در ثبت مشارکت می کند. به صورتی که سازمان با ۵/۵۰ درصد سهام به نمایندگی آقای انصاری فرد در باشگاه شریک شد. پس سازمان اعلام کرد باشگاه پیروزی توسط اشخاص گفته شده ثبت نشد ولی در بند ۴ یا ۶ اعلام می دارد اختیارات شان را به سازمان واگذار کردند و موسسین امضا کردند که ما اختیارات را تفیض کردیم.

پس یک نکته این است که قبول کنیم موسسه پیروزی یک موسسه خصوصی است و نکته دوم اینکه ۱۳۲ صفحه گزارش بازرسی کل کشور بود از باشگاه پیروزی.

-در چه سالی؟

عابدینی؛ در سال ۷۷ – ۷۸ که در این ۱۳۲ صفحه بنده و آقای محلوجی و کل سازمان وزارت صنایع معادن مورد بررسی قرار گرفتیم و ما برای این گزارش به دادگاه رفتیم. در این گزارش به نامه من و آقای محلوجی اشاره می شود که ما در این بیانیه ها به ذکر این مورد پرداخته بودیم که تنها امانتدار بودیم و حاضر بوده ایم هر وقت دولت و سازمان تربیت بدنی درخواست کردند باشگاه را تحویل دهیم. آقای محلوجی گفته بود من با تعامل با دولت و دستور مقامات بالا این باشگاه را اداره کردم و هرگونه حمایتی که از باشگاه داشته ام قانونی و طبق مجوز دولت و مجوز مجامع و اختیارات تفویضی مجامع به وزیر بوده است. بازرسی کل کشور در حکمی که صادر کرد، گفته بود با وجود اینکه ما در صداقت گفتار این آقایان شکی نداریم اما این، متن قانون را تغییر نمی دهد. طبق قانون این باشگاه خصوصی بوده و آنها به عنوان مدیران دولتی در یک باشگاه خصوصی حق کمک به این باشگاه را نداشته اند چون خودشان سهامدار هستند. بنابراین من و آقای محلوجی و کل مدیران وزارت معادن و فلزات در شعبه ۱۱۴ دادگاه محاکمه شدیم و قرار برایمان صادر شد. معاون اداری – مالی سازمان تربیت بدنی هم طبق نامه یی به وزارت اقتصاد و دارایی اعلام می کند این باشگاه خصوصی است و سازمان در خصوص مالیات این باشگاه مسوولیتی ندارد. بنابراین طبق نظر ممیز مالیاتی در جلسه یی که با نمایندگان کلیه شرکت ها و آقای موذن زاده از طرف صنایع و معادن داشتیم کل قرارداد ها با شرکت های مختلف تصفیه شد و مبلغ ۳۱۴ میلیون تومان به دستگاه های زیرمجموعه وزارت معادن بازگشت داده شد حتی به مبلغ ۲۰ دلاری که به آقای استانکو در آلمان برای تاکسی توسط آقای موسویان سفیر وقت ایران در آلمان داده شده بود، به سازمان برگردانده شد. حال چگونه است که درست یک سال بعد همین دستگاه قضایی ما را محکوم می کند که این باشگاه دولتی است؟

-اولین پیگیری ها در مورد اینکه پرسپولیس یک باشگاه خصوصی است و نباید از طرف شما حمایت مالی شود از چه سالی آغاز شد؟

عابدینی؛ از سال ۷۹- ۷۸ حتی خدمت آقای هاشمی طبا گفتم بیا این مال را بگیر، به زور گفتند نخیر، این متعلق به شماست و بدهی هایش هم برای شما است. پس از پرداخت همه بدهی های باشگاه وارد بحران اقتصادی شدیم و باشگاه از نقدینگی تهی شد. در سال ۷۹ من از شورای شهر مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان برای پرسپولیس و ۲۰۰ میلیون تومان برای استقلال گرفتم تا وارد جام باشگاه ها شویم. ولی در همان سال دو بازیکن از تراکتورسازی به مبلغ ۴۰ میلیون تومان و چهار بازیکن از تیم بهمن به مبلغ ۱۲۰ میلیون تومان به کمک فرهاد کاظمی خریداری کرده بودیم که هنوز پول آنها را پرداخت نکرده بودیم. همین طور مبلغ ۴۰ میلیون تومان به هتل بدهکار بودیم که آن را هم پرداخت کردیم. آقای علی میرزایی بازرس بنده به من اعتراض کردند ۲۰۰ میلیون تومان چه شد؟ و گفتند قرار بود این پول را برای جام باشگاه ها نگه داریم و قرار نبود با این پول بدهی ها را بدهی. اما من این بازیکنان را برای جام باشگاه ها گرفته بودم. از طرفی مصوبه شورای شهر این پول را برای حضور موفق در جام باشگاه ها به ما داده بود و بدون بازیکن خوب، حضور موفق هم امکان نداشت. حتی ۵/۱ میلیون تومان فاکتور چلوکبابی را، آقای میرزایی گفتند این قبل از گرفتن ۲۰۰ میلیون بوده. گفتم خب این بدهی است. البته ۸۰۰ هزار مارک از قرارداد مهدوی کیا به باشگاه رسیده بود که من این مبلغ را با ترفندی وصول نکردم که بعدها زمانی که این ۸۰۰ هزار مارک به علی پروین رسید، توانست با همین پول باشگاه را در آن فصل قهرمان کند. در همان بحران مالی حوزه هنری در بخش های سینما و فرهنگ در حال فعالیت بود و قصد داشت در بخش ورزش هم آغاز به فعالیت کند، بنابر این من پیش آقای زم رفتم و پیشنهاد دادم ما در این مورد همکاری کنیم و ایشان هم در قبال این همکاری سهام پرسپولیس را خواستند که ما هم قبول کردیم. حتی آن زمان دو میلیارد تومان باشگاه را از ما می خریدند و اگر می فروختیم کسی نمی توانست اعتراض کند چون باشگاه طبق قانون و حکم دادگاه متعلق به ما بود.

فائقی؛ بهترین تصمیم در آن زمان همین بود.

-شما که به هر حال می خواستید سهام را واگذار کنید.

عابدینی؛ من اعتقاد دارم باشگاه های پرسپولیس و استقلال باید از نظر سیاستگذاری در اختیار نظام و دولت باشند. ولی از نظر مدیریت در اختیار بخش خصوصی قرار گیرند. به همین دلیل در طرح پیشنهادی خود ذکر کرده بودم این دو باشگاه نیاز به معاونت اجتماعی و سیاسی دارند که این معاونت باید زیر نظر سازمان تربیت بدنی باشد. این دو باشگاه مثل ابنیه تاریخی هستند که سابقه تاریخی دارند و باید زیر نظر دولت اداره شوند.

فائقی؛ برداشت من این است که به دلیل سابقه استانداری، شما وظایف حاکمیتی را خوب درک می کنید و معتقدم همان طور که شما گفتید این دو تیم با سابقه طولانی و طرفدارانی که در گوشه گوشه کشور دارند نمی توانند بدون حاکمیت دولتی اداره شوند و در تمام دنیا هم این گونه است.

– خب پس از گذشت هشت سال از آن ماجرا می خواستم بدانم خریدار دومیلیاردی چه کسی بوده؟

فائقی؛ در همان وقت فکر می کنم آقای زم قصد خرید باشگاه را داشتند.

عابدینی؛ من تنها از آقای زم خواستم هزینه های باشگاه را پرداخت کنند و البته تا زمانی که ایشان هزینه های باشگاه را پرداخت می کردند، من همه مبلغ پرداختی را به ایشان برگرداندم. در همان سال از قرارداد کریم باقری با چارلتون مبلغ ۴۰۰ هزار پوند گرفتم که به حساب سازمان و آقای زم واریز کردم و همچنین از قرارداد تبلیغ روی پیراهن تیم که با شرکت سامسونگ منعقد کردم مبلغ ۵۴۰ میلیون تومان. کل بودجه آن سال پرسپولیس یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان بود که از جمع این دو قرارداد پرداخت شد.

فائقی؛ و این ۵۴۰ میلیون تومان این گونه معنی پیدا می کند که کل تبلیغات کنار زمین در آن سال ۱۰۰ میلیون تومان بود.

عابدینی؛ من درآمد باشگاه را درست کرده بودم اما پولی که از این قراردادها به باشگاه می رسید زماندار بود ولی من به جایی نیاز داشتم که این پول را زودتر در اختیار باشگاه قرار دهد. بنابراین پیش آقای فروزنده رفتم و درخواست بیمه علی کریمی به مبلغ دو میلیون دلار را کردم و در عوض مبلغ یک میلیون دلار وام طلب کردم. به ایشان گفتم قرارداد انتقال علی کریمی که حدود دو میلیون دلار بود را به ایشان بدهم، در پایان انتقال ایشان می توانست یک میلیون دلار خود و سود پول را از مبلغ قرارداد بردارند و مابقی را به باشگاه برگردانند که با رایزنی که با آقای دیبایی رئیس موسسه مالی اعتباری بنیاد صورت گرفت با درخواست من موافقت شد.

با این وجود هیچ وقت بازیکنان تیم را با هر قیمتی به تیم های خارجی نمی دادم. چون معتقد بودم نباید کلاس بازیکن ملی من پایین بیاید. مدیر چارلتون سر قرارداد کریم چانه می زد و من می خندیدم. گفتم من قیمتم را گفته ام، برای چی چانه می زنی؟ تحت این شرایط که من تلاش می کردم بودجه باشگاه را سر و سامان دهم آقای شکرریز را فرستادند که بر فعالیت های من نظارت و بررسی کنند که قرارداد بعدی کریم باقری با چارلتون چقدر است که آقای شکرریز پس از بررسی ها خجالت زده برگشتند.

فائقی؛ به هر تیمی هم بازیکن نمی فروختند، فقط به تیم های معتبر بازیکن می دادند.

عابدینی؛ حال برای من یک سوال پیش آمده اینکه از سازمان تربیت بدنی بپرسم که پرسپولیس برای شما خیر و برکت دارد یا شر و زیان؟ اگر زیان دارد چگونه می شود آن را به سود تبدیل کرد؟ چرا هیچ وقت از ما نمی خواهند که راهکاری پیشنهاد کنیم؟ چرا محلوجی را یک بار صدا نمی کنند؟ مگر ما در این انقلاب و ورزش استخوان نشکسته ایم؟ مگر زحمت این تیم را نکشیده ایم؟

اگر این تیم را دوباره به بخش خصوصی واگذار کنند آقای محلوجی مدعی است. با وجود اینکه آنقدر بزرگوارند که گفته اند ادعایی نسبت به باشگاه ندارند. اما وکیل تام الاختیارشان آقای میزرایی پیگیر ماجرا هستند. همین طور من مدعی هستم. مگر می شود چیزی که متعلق به من است را بگیرند و به کس دیگری بدهند؟ مال من را می توانند به دولت بدهند ولی به فرد دیگری خیر.

-یعنی شما معتقدید حکمی که دادگاه صادر کرده از مالکیت خصوصی به دولتی بوده است و دیگر حق انتقال از دولتی به خصوصی وجود ندارد؟

عابدینی؛ بله، دادگاه می تواند باشگاه را به نفع دولت ضبط کند ولی اگر بخواهد آن را به کس دیگری بدهد، این سوال پیش می آید که آن شخص چه برتری نسبت به من دارد؟

-خب بحث به جایی رسید که سوال اصلی من از آقای فائقی پیش می آید. اینکه شما گفتید سازمان تا آن زمان کمترین دخالت را در امور پرسپولیس داشت چه عاملی باعث شد که با وجود این نظر و ایده در این جریان وارد شدید؟

عابدینی؛ این جریان برای بعد از دادگاه ما بود. در دادگاه آقای محلوجی اعلام کرد باشگاه را امانت گرفته بود و پس داده، من هم گفتم باشگاه برای من نیست، اما از آقای زم که سوال کردند، گفتند باشگاه متعلق به ایشان است.

– البته شما در دور اول و دوم دادگاه از آقای زم حمایت کردید،

عابدینی؛ بله، در مورد آن هم عرض می کنم. پس از این جریانات همه باشگاه را رها کرده بودند. تیم در آن زمان دست آقای محلوجی و آقای انصاری فرد و آقای علی میرزایی بود. من پیش آنها رفتم و گفتم طبق حکم قضایی ۲۵ درصد سهام پرسپولیس هنوز هم در اختیار من است و به آقای علی میرزایی گفتم اگر اشتباهی انجام دهند این سهام من از بین می رود و آقای میرزایی هم از طرف آقای محلوجی در دادگاه حضور داشتند. در دادگاه تجدیدنظر آقای هاشمی طبا و آقای فائقی وارد جریان اصلی شدند. در آن دادگاه آقای مهرعلیزاده هم به عنوان شخص ثالث حضور داشتند.

-آقای فائقی سازمان تربیت بدنی در زمان شما به عنوان ثالث وارد دادگاه نشد؟

فائقی؛ نه، ما در این دادگاه دخالتی نداشتیم، این ماجرا برای دادگاه اول بود.

-یعنی کاملاً بعد از رفتن شما؟

فائقی؛ بله.

عابدینی؛ آقای مهرعلیزاده به عنوان ثالث وارد شدند. با وجود اصرارهای من و آقای محلوجی آقای هاشمی طبا وارد جریان نشدند، تنها پس از رها شدن باشگاه آقای فائقی گفتند از طرف سازمان تیم را جمع می کنند.

– چگونه تیم بدون سرپرست بود وقتی دادگاه حکم داده بود؟ به هر حال یا آقای محلوجی بودند یا آقای میرزایی.

عابدینی؛ دادگاه چهار بار حکم صادر کرد، یک روز محلوجی بود، یک روز زم و دوباره محلوجی، ما به حکم های دادگاه اعتراض می کردیم و دوباره حکم جدیدی صادر می شد. بنده خدا آقای طوسی (قاضی پرونده) گیر کرده بود. یک روز به من گفت تو بالاخره امروز می خواهی زم برنده شود یا محلوجی؟ گفتم به خدا نمی دانم.

-دلیل اینکه آقای عابدینی جهت گیری خود را تغییر می دادند چه بود؟ شما یک دوره طرفدار آقای زم بودید، یک دوره طرفدار سازمان و یک دوره هم طرف آقای محلوجی را گرفتید.

عابدینی؛ من زمانی طرف سازمان را گرفتم که آقای زم برای امضای صورتجلسه نیامدند، من و آقای محلوجی در محضر باشگاه را به آقای زم واگذار کردیم اما ایشان خود را کنار کشیدند. به همین دلیل نه ما برنده شدیم نه آقای زم چون ایشان از حوزه هنری رفتند و پس از آن گروه ورزش و هنر اعلام کردند باشگاه را نمی خواهند. بنابراین ثالث برنده شد.

-در دوره یی که شما ۸۰۰ میلیون تومان به باشگاه دادید آقای میرزایی یک قرارداد تبلیغاتی هم با دادگر بستند برای لباس.

عابدینی؛ ۸۰۰ میلیون تومان نبوده، ۸۰۰ هزار مارک بود که مارک آن زمان ۳۰۰ یا ۴۰۰ تومان بود که می شود حدود ۳۵۰ میلیون تومان. اگر به این اعداد و ارقام توجه نکنیم همه چیز خراب می شود. علی پروین ۴۰۰ -۳۰۰ میلیون بابت این قرارداد گرفتند.

-در آن زمان آقای علی پروین اسناد و مدارکی دادند که پول آنها را نداده اند. ۳۵ میلیون تومان قرارداد امضا کرده اند که بعداً چک را گرفته اند و پنج میلیون تومان پول داده اند و مواردی شبیه این. به نظر من اینها هم تصمیم درستی نبوده. به هر حال مدیریتی وجود داشته که با دادگر قرارداد بسته.

عابدینی؛ چه کار دیگری می توانستند انجام دهند؟ آقای میرزایی و آقای انصاری فرد طی جلسه یی دو نفره آقای انصاری فرد را به عنوان مدیرعامل انتخاب کردند. اما پس از آن نه علی پروین با او کار می کرد نه محمود خوردبین. من برای اینکه کسی پیدایمان نکند طبقه بالای یک فروشگاه جلسه یی با حضور آقای انصاری فرد،آقای پروین و آقای خوردبین برگزار کردم و دست آنها را در دست هم گذاشتم و آقای پروین هم گفتند به خاطر من کار می کنند و واقعاً کار کردند و در آن سال قهرمان لیگ هم شدند چون با وجود همه کمبودها من هیچ وقت او را رها نکردم و هر شب در منزلم با هم جلسه داشتیم. با اینکه همان هیات مدیره انصاری فرد را عزل کردند. من به آقای فائقی گله کردم که بدتر شد. حس می کردم علی نتواند باشگاه را اداره کند ولی جمع کرد چون من را رها نکرد. بدون استثنا هر روز پیش من بودند. هم آقای خوردبین و هم آقای پروین

 

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها