
قرعهکشی جامجهانی ، ایران و حسرت بزرگ
راستی مقصر چه کسی بود؟
مرجع خبری پرسپولیس : نمایندگان ۳۲ کشور حاضر در بازیها روی صندلیهای خود نشستهاند. همه چیز مرتب است. میلیونها نفر چشم به سن سالن اسپورت سیتی کیپتاون دارند. درست مثل ما! بچه همسایه عربده میزند. احتمالا دوباره رودل کرده. با مشت به دیوار میکوبیم. بچه آرام نمیشود ولی صدای بابایش میآید:
«الان ساکتش میکنم. راستی قرعهکشی هنوز شروع نشده؟» میگویم:«نه!…دلمان تالاپ-تولوپ میکند. یعنی ایران با کدام تیم همگروه میشود؟ از شوق روی پای خود بند نیستیم خوشحالیم که این همه آدم در تمام دنیا با بیرون آمدن نام تیم ملیمان از ظرف قرعهکشی فرصتی پیدا میکنند تا بیشتر با ایران آشنا شوند. فلاش دوربین عکاسان و نور پروژکتورهای حاضر در سالن، شکوه فوتبال را در ذهن متبادر میکند.
آه ما چقدر خوشبختیم که از امشب تا پایان جامجهانی میان ۳۲ تیم برگزارکننده بزرگترین فستیوال فوتبال دنیا قرار داریم! بچه همسایه هنوز دارد وق میزند. دیگر اهمیت نمیدهیم. چه روزهای خوبی انتظارمان را میکشند. باید از الان و بعد مشخص شدن تیمهای همگروهمان فکری برای بازی تدارکاتی بکنیم. بچهها باید روحیه بگیرند حتی شوروهیجان بیشتری بر لیگ سایه میافکند.
صدای همسایه دیوار به دیوارمان میآید که آرزوی همگروه شدن ایران با برزیل را میکند. ما هم بدمان نمیآید چنین اتفاقی بیفتد تا یک اتفاق تاریخی را در فوتبال ایران شاهد باشیم. از الان به جشنهای خیابانی فکر میکنیم.
یعنی میشود بتوانیم با برزیل مساوی کنیم؟ فوتبال است دیگر! برزیل هم نشد بالاخره آرژانتین، ایتالیا، فرانسه و انگلیس چیزی هست که محک بزرگی برایمان باشد. حالا دارند نام تیمها را از درون ظرف قرعهکشی بیرون میآورند. به خودمان میبالیم. سرشار شعف هستیم.
حالا دوباره فرصتی یافتهایم تا تواناییهایمان را نشان دهیم. به این فکر میکنیم که حتی میشود به بهانه فوتبال جاجیم و گلیم و زعفران و برنج و قالی و آثار معرقکاری شده را هم برد آفریقای جنوبی و به تمام جهان معرفی کرد. اصلا چه اشکالی دارد قرمهسبزی هم صادر کنیم. جامجهانی میعادگاه میلیونها نفر از سراسر جهان است و اگر بشود به بهانه فوتبال و حضور ایران در این مسابقات غذایی مثل قرمهسبزی را که ترکیب سبزیهایش،حاصل دهها و شاید صدها سال تلاش زنان ایرانی برای رسیدن به فرمول نهایی است را همان جا به دنیا معرفی کرد؟ مجریان مراسم دارند قرعهها را بر میدارند. دیگر طاقت نداریم. پس کی نوبت ما میشود؟
عاشق این همه هیجان هستیم. حالا تیم سیام هم مشخص شده. فقط نام دو کشور دیگر باقی مانده. خب یکی ما هستیم حتما دیگر. سیویکمین هم ما نبودیم… خب دیگر معلوم شد. چون سیودومی بی هیچ حرفی نام تیم ملی ایران است. چهار چشمی صفحه تلویزیون را میبلعیم. حتی دیدن نام تیم کشورمان در دستان میهمان برنامه و پخش آن از دهها شبکه خبری برای میلیونها و شاید میلیاردها نفر در سراسر دنیا جالب است. احساس غرور میکنیم و پا روی پا میاندازیم. انگار میخواهیم به همه دنیا نشان دهیم ما نیز ادامه همان کاغذ هستیم.
قهرمان راگبی آفریقاییها نام آخرین کشور را از ظرف در میآورد. جیغ میکشیم به کاغذ چشم میدوزیم. برای یک لحظه خشکمان میزد. این که ایران ننوشته!
پس ما چی. هان. آقا تیم ملی ما چی شد؟ حق خوری کردهاند. نیم ساعت بعد از خواب میپریم. ما شایستگی حضور در آن جمع ۳۲ تیم را نداشتهایم. بقیه رفتند. مراسم تمام شد. ما ماندهایم و صعودی به جام ملتهای آسیا. راستی چرا فکر میکردیم باید ناممان در آن ظرف لعنتی باشد؟ هر اتفاق کوچکی در مسیر جامجهانی میتواند حسرت ما را دوباره زنده کند. مقصر نهایی چه کسی بود؟
نویسنده : هومن کواکبی