حواشی
نگاهی دوباره به سریال تکراری مساوی های دربی تهران
مرجع خبری پرسپولیس : فوتبال نمایشی استقلال و پرسپولیس از آن بازی معروف بندرعباس آغاز شد
گاهی دیگر به بازی پر هیاهو و کم اثر استقلال و پرسپولیس در زمانی که هیجان این بازی فروکش کرده ما را با واقعیاتی ملموس تر و شفاف تر مواجه می کند.
در بازی استقلال و پرسپولیس که نتیجه مساوی آن از قبل قابل پیش بینی بود همه چیز همانطور که باید پیش میرفت، پیش رفت،اکنون نباید رجزخوانیهای قبل از بازی را جدی گرفت و نباید به گفتههای مدیران عامل؛ مربیان و بازیکنان دو تیم اعتماد کرد . همچنین نباید برای این بازی در سراسر دنیا دنبال داور خارجی بگردیم و نباید نگران واکنش تماشاگران دو تیم در خلال یا پایان بازی باشیم چرا که یک چنین دیداری قابل بحث و بررسی نیست.
نود هزار تماشاگر داخل استادیوم با اعتراضشان نشان دادند که بازی شرایط طبیعی خود را از دست داده است و همین تفکر را میلیونها بیننده تلویزیونی داشتند که چندان هم بیراه فکر نمی کنند.
فضای ایجاد شده قبل از بازی و اخطارهای جدی که گاه به تهدید بازیکنان نیز منجر میشد شرایطی را به وجود آورده بود که توان و قدرت خلاقیت بازیکنان را به کمترین حد خود رسانده بود، اگر حتی بپذیریم که فوتبال با سیاست آمیخته نشده ولی نمیتوان پذیرفت که سیاست در فوتبال تاثیرگذار نبوده است. نه اینکه دنبال این موضوع باشیم که یک نفر سراغ دو تیم رفته و از آنها خواسته که بیش از یک گل به یکدیگر نزنید و اگر موقعیت گل نصیب تان شد آن را به اوت بزنید ! اما باید بپذیریم که بازیکنان و مربیان دو تیم نتیجه مساوی و نباختن را بر هر امر دیگری در این بازی به هزار و یک دلیل ترجیح می دهند.
مهدی شیری که پنالتی او به استقلال در ضربه مستقیم به گل تبدیل نشد و بلافاصله هم تیمی او عادل کلاه کج توپ را به گل تبدیل کرد می گوید: بعد از بازی تا صبح خوابم نبرد و هنوز هم کابوس دارم!
صحبت ها شیری در حالی است که همان توپ او گل شده و بازی مساوی شده است حال تصور کنید که آن توپ گل نمی شد و پرسپولیس بازی را واگذار می کرد، حساب کنید برای شیری چه اتفاقی می افتاد؟! این خود گواه دیگری است بر شرایط غیر طبیعی داربی سرخابی که از جهاتی طبیعی هم هست.
حضور رئیس کمیته انضباطی در محل تمرین تیمها و قبل از آنکه توصیهای مبنی بر ارائه فوتبال زیبا داشته باشد تاکید بر برخورد سخت و جدی با متخلفین می کند هم از دیگر مسائلی است که نشان می دهد نباید به دربی فوق نگاهی طبیعی داشته باشیم.
البته از همان ابتدا هم بازی این دو تیم یعنی از حدود ۴۰ سال پیش که بازی اول آنها با تساوی آغاز شد همین شرایط حاکم بوده است اما تقابل تیمهای پرسپولیس و استقلال از سال هفتاد و سه دچار شرایط خاص و پچیدهای شد که روح فوتبال به شدت دستخوش صدمات جبرانناپذیری شد. سالی که با انتخاب ابهران از سوی داریوش مصطفوی «رئیس وقت فدراسیون فوتبال»به عنوان داور اول این دیدار که صرفا دلایلی خارج از دلایل ورزشی در آن دیده میشد آن اتفاقات ناخوشایند به وقوع پیوست و جنجال زیادی آن بازی به دنبال داشت، بدعت ملالآور حضور داوران خارجی نیز از آن سال وارد فوتبال ملی شد، سالی که فوتبال جنبه سفارشی به خود گرفت و طبیعت زیبای آن مسیر حاشیه را پیش روی خود دید، مسیری که نهایتا با حضور داور ایرانی در دربی گذشته شرایط جدیدی را تجربه کرد. در آن بازی که ابهران داور بود و بازی در حالی که با نتیجه دو بر دو مساوی پیش می رفت و با ناداوری و مدیریت ضعیف وی بازی به جنجال کشیده شد سیاست ورزش و دستگاه فوتبال تغییر کرد تا حدی که بازی برگشت همان دیدار در سال ۷۳ با یک بازی نمایشی در بندعباس همراه شد و بازیهای نمایشی در دربی سرخابی از همان سال بدعت شد.
به عبارتی دیدار استقلال و پرسپولیس که در بندر عباس برگزار شد و بازیکنان از ترس محرومیت و عواقب بعدی به جای آنکه برای تصاحب توپ تکل بزنند و غرولند کنند هر بار که از پیش هم رد می شدند با یکدیگر ماچ و بوسه می کردند و دستی به سر و صورت هم می کشیدند و توپ را هم به یکدیگر تعارف می زدند تا ثابت کنند که واقعا مشکلی با هم ندارند!
آن نمایش ادامه یافت تا اینکه در سالهای بعد منجر به شام مشترک بازیکنان دو تیم در شب قبل از هر دربی شد و حتی از برخی بازیکنان به اصطلاح یاغی دو تیم هم تعهد گرفته می شد که مراقب حرکات خود باشند چرا که اگر هر اتفاقی که در یکی از خیابانهای تهران و یا شهرستانها هم در جریان بازی بیفتد باز آنها باید پاسخگو می بودند!
این روند ادامه یافت تا اینکه مصاف تیمهای پرسپولیس و استقلال پس از آبان سال هشتاد و پنج که با نتیجه دو بر یک به سود پرسپولیس خاتمه یافت تا به امروز که همه بازیها با نتایج شگفتانگیز مساوی آن هم از نوع یک بر یک همراه بوده است.
می خواهیم به این نکته برسیم که شاید هیچ دستوری برای تساوی صادر نشود اما آنقدر دور و بر این تیم ها و بازیکنان خط و خطوط ترسیم شده که ناخودآگاه بازیکنان و مربیان دو تیم دچار خودسانسوری می شوند و به گونه ایی حرکت می کنند که هیچکس را از خود نرجانند و ماحصل آن نتایج مساوی و بازیهای ملال آور است.
با این وجود رسانه ها و هواداران دو تیم باید دوباره فضایی را بوجود آورند که دو تیم جرات ریسک کردن پیدا کنند و از شکست نهراسند.
واقعا اگر هرکدام از دو تیم استقلال و پرسپولیس در همین بازی اخیر می باختند آیا تماشاگران آنها شعار “حیاکن—رها کن” را سر نمی دادند؟!
انتظار انجام یک بازی شرافتمندانه و توام با سلامت از توقعات بدیهی و به جای طرفداران این دو تیم است ،اکنون آیا دوستداران این دو تیم خود را برای شرایط پس از بازی که ممکن است همراه با شکست باشد آماده کردهاند.
فوتبال حرفهای طبیعتا تفکرات حرفهای را طلب میکند و انجام بازی در سطح بالا و جدی نیز به همان اندازه ظرفیتهای فراوان را میطلبد .آیا این ظرفیتها و تفکرات در شرایط فعلی برای تماشاگر و مدیر و مربی و رسانه های ما فراهم شده است ؟
خبرنگار جوانی در پایان بازی استقلال و پرسپولیس و در کنفرانس خبری بعد از بازی در همان اولین سوال از آقای کرانچار پرسید آیا این آخرین حضور شما در جمع ما(!) است و دیگر شما را نخواهیم دید؟!
تا تفکر خبرنگار ما که از رسانه ملی هم بود این باشد از تماشاگر دو آتشه چه انتظاری می توان داشت که اگر تیمش در یک بازی دربی ۵ گل از رقیب سنتی خورد سکته نکند؟
کمی منصف باشیم ، بازی رئال و بارسا در لالیگای اسپانیا به ال کلاسیکو معروف است و یقینا بهترین و بزرگترین دربی دنیاست اما تا کنون آیا هر کدام از دو تیم در بازی مقابل هم شکست سنگینی را نپذیرفته اند؟
بنابراین تماشاگران نیز موظفند برای پیشگیری از شائبههای شکل گرفته خود را با واقعیتهای حرفهای فوتبال وفق دهند تا بازیکنان و مربیان دو تیم جرات ریسک داشته باشند و نتایج دربی سرخابی از این کلیشه خارج شود
گاهی دیگر به بازی پر هیاهو و کم اثر استقلال و پرسپولیس در زمانی که هیجان این بازی فروکش کرده ما را با واقعیاتی ملموس تر و شفاف تر مواجه می کند.
در بازی استقلال و پرسپولیس که نتیجه مساوی آن از قبل قابل پیش بینی بود همه چیز همانطور که باید پیش میرفت، پیش رفت،اکنون نباید رجزخوانیهای قبل از بازی را جدی گرفت و نباید به گفتههای مدیران عامل؛ مربیان و بازیکنان دو تیم اعتماد کرد . همچنین نباید برای این بازی در سراسر دنیا دنبال داور خارجی بگردیم و نباید نگران واکنش تماشاگران دو تیم در خلال یا پایان بازی باشیم چرا که یک چنین دیداری قابل بحث و بررسی نیست.
نود هزار تماشاگر داخل استادیوم با اعتراضشان نشان دادند که بازی شرایط طبیعی خود را از دست داده است و همین تفکر را میلیونها بیننده تلویزیونی داشتند که چندان هم بیراه فکر نمی کنند.
فضای ایجاد شده قبل از بازی و اخطارهای جدی که گاه به تهدید بازیکنان نیز منجر میشد شرایطی را به وجود آورده بود که توان و قدرت خلاقیت بازیکنان را به کمترین حد خود رسانده بود، اگر حتی بپذیریم که فوتبال با سیاست آمیخته نشده ولی نمیتوان پذیرفت که سیاست در فوتبال تاثیرگذار نبوده است. نه اینکه دنبال این موضوع باشیم که یک نفر سراغ دو تیم رفته و از آنها خواسته که بیش از یک گل به یکدیگر نزنید و اگر موقعیت گل نصیب تان شد آن را به اوت بزنید ! اما باید بپذیریم که بازیکنان و مربیان دو تیم نتیجه مساوی و نباختن را بر هر امر دیگری در این بازی به هزار و یک دلیل ترجیح می دهند.
مهدی شیری که پنالتی او به استقلال در ضربه مستقیم به گل تبدیل نشد و بلافاصله هم تیمی او عادل کلاه کج توپ را به گل تبدیل کرد می گوید: بعد از بازی تا صبح خوابم نبرد و هنوز هم کابوس دارم!
صحبت ها شیری در حالی است که همان توپ او گل شده و بازی مساوی شده است حال تصور کنید که آن توپ گل نمی شد و پرسپولیس بازی را واگذار می کرد، حساب کنید برای شیری چه اتفاقی می افتاد؟! این خود گواه دیگری است بر شرایط غیر طبیعی داربی سرخابی که از جهاتی طبیعی هم هست.
حضور رئیس کمیته انضباطی در محل تمرین تیمها و قبل از آنکه توصیهای مبنی بر ارائه فوتبال زیبا داشته باشد تاکید بر برخورد سخت و جدی با متخلفین می کند هم از دیگر مسائلی است که نشان می دهد نباید به دربی فوق نگاهی طبیعی داشته باشیم.
البته از همان ابتدا هم بازی این دو تیم یعنی از حدود ۴۰ سال پیش که بازی اول آنها با تساوی آغاز شد همین شرایط حاکم بوده است اما تقابل تیمهای پرسپولیس و استقلال از سال هفتاد و سه دچار شرایط خاص و پچیدهای شد که روح فوتبال به شدت دستخوش صدمات جبرانناپذیری شد. سالی که با انتخاب ابهران از سوی داریوش مصطفوی «رئیس وقت فدراسیون فوتبال»به عنوان داور اول این دیدار که صرفا دلایلی خارج از دلایل ورزشی در آن دیده میشد آن اتفاقات ناخوشایند به وقوع پیوست و جنجال زیادی آن بازی به دنبال داشت، بدعت ملالآور حضور داوران خارجی نیز از آن سال وارد فوتبال ملی شد، سالی که فوتبال جنبه سفارشی به خود گرفت و طبیعت زیبای آن مسیر حاشیه را پیش روی خود دید، مسیری که نهایتا با حضور داور ایرانی در دربی گذشته شرایط جدیدی را تجربه کرد. در آن بازی که ابهران داور بود و بازی در حالی که با نتیجه دو بر دو مساوی پیش می رفت و با ناداوری و مدیریت ضعیف وی بازی به جنجال کشیده شد سیاست ورزش و دستگاه فوتبال تغییر کرد تا حدی که بازی برگشت همان دیدار در سال ۷۳ با یک بازی نمایشی در بندعباس همراه شد و بازیهای نمایشی در دربی سرخابی از همان سال بدعت شد.
به عبارتی دیدار استقلال و پرسپولیس که در بندر عباس برگزار شد و بازیکنان از ترس محرومیت و عواقب بعدی به جای آنکه برای تصاحب توپ تکل بزنند و غرولند کنند هر بار که از پیش هم رد می شدند با یکدیگر ماچ و بوسه می کردند و دستی به سر و صورت هم می کشیدند و توپ را هم به یکدیگر تعارف می زدند تا ثابت کنند که واقعا مشکلی با هم ندارند!
آن نمایش ادامه یافت تا اینکه در سالهای بعد منجر به شام مشترک بازیکنان دو تیم در شب قبل از هر دربی شد و حتی از برخی بازیکنان به اصطلاح یاغی دو تیم هم تعهد گرفته می شد که مراقب حرکات خود باشند چرا که اگر هر اتفاقی که در یکی از خیابانهای تهران و یا شهرستانها هم در جریان بازی بیفتد باز آنها باید پاسخگو می بودند!
این روند ادامه یافت تا اینکه مصاف تیمهای پرسپولیس و استقلال پس از آبان سال هشتاد و پنج که با نتیجه دو بر یک به سود پرسپولیس خاتمه یافت تا به امروز که همه بازیها با نتایج شگفتانگیز مساوی آن هم از نوع یک بر یک همراه بوده است.
می خواهیم به این نکته برسیم که شاید هیچ دستوری برای تساوی صادر نشود اما آنقدر دور و بر این تیم ها و بازیکنان خط و خطوط ترسیم شده که ناخودآگاه بازیکنان و مربیان دو تیم دچار خودسانسوری می شوند و به گونه ایی حرکت می کنند که هیچکس را از خود نرجانند و ماحصل آن نتایج مساوی و بازیهای ملال آور است.
با این وجود رسانه ها و هواداران دو تیم باید دوباره فضایی را بوجود آورند که دو تیم جرات ریسک کردن پیدا کنند و از شکست نهراسند.
واقعا اگر هرکدام از دو تیم استقلال و پرسپولیس در همین بازی اخیر می باختند آیا تماشاگران آنها شعار “حیاکن—رها کن” را سر نمی دادند؟!
انتظار انجام یک بازی شرافتمندانه و توام با سلامت از توقعات بدیهی و به جای طرفداران این دو تیم است ،اکنون آیا دوستداران این دو تیم خود را برای شرایط پس از بازی که ممکن است همراه با شکست باشد آماده کردهاند.
فوتبال حرفهای طبیعتا تفکرات حرفهای را طلب میکند و انجام بازی در سطح بالا و جدی نیز به همان اندازه ظرفیتهای فراوان را میطلبد .آیا این ظرفیتها و تفکرات در شرایط فعلی برای تماشاگر و مدیر و مربی و رسانه های ما فراهم شده است ؟
خبرنگار جوانی در پایان بازی استقلال و پرسپولیس و در کنفرانس خبری بعد از بازی در همان اولین سوال از آقای کرانچار پرسید آیا این آخرین حضور شما در جمع ما(!) است و دیگر شما را نخواهیم دید؟!
تا تفکر خبرنگار ما که از رسانه ملی هم بود این باشد از تماشاگر دو آتشه چه انتظاری می توان داشت که اگر تیمش در یک بازی دربی ۵ گل از رقیب سنتی خورد سکته نکند؟
کمی منصف باشیم ، بازی رئال و بارسا در لالیگای اسپانیا به ال کلاسیکو معروف است و یقینا بهترین و بزرگترین دربی دنیاست اما تا کنون آیا هر کدام از دو تیم در بازی مقابل هم شکست سنگینی را نپذیرفته اند؟
بنابراین تماشاگران نیز موظفند برای پیشگیری از شائبههای شکل گرفته خود را با واقعیتهای حرفهای فوتبال وفق دهند تا بازیکنان و مربیان دو تیم جرات ریسک داشته باشند و نتایج دربی سرخابی از این کلیشه خارج شود