مقالات فوتبال

کت جادویی !

خریدار سهام تراکتور در آستانه مالکیت دوگانه/میلیاردر مرموزی که چیزهای زیادی درباره اش می‌گویند


مرجع خبری پرسپولیس : شکست مقابل سپاهان نوین و ناامیدی کامل استیل‌آذین از راهیابی به جمع تیم‌های حاضر در هشتمین دوره لیگ برتر حرفه‌ای، پایان بلندپروازی‌های آقای میلیاردر نبود.

 

سوت پایان مسابقه که به صدا درآمد علی پروین با چشمانی سرخ و چهره‌ای برافروخته ورزشگاه را ترک کرد و هوادارانش هم «سلطان، سلطان»گویان پشت‌سر او راه افتادند. در بعدازظهر گرم و سوت و کور ورزشگاه دستگردی، حسین هدایتی ماند و تیم گرانقیمتی که روی چمن‌ها ولو شده بود. علی پروین رفت، درست مثل زمانی که قید سرخپوشان و آذربایجان را زد و پس از آن دیگر نامی از این تیم‌ها نشنیدیم.

ریسک سرمایه‌گذاری در فوتبال ایران و قوانین مالی نامتعارف حاکم بر آن معمولا در حداقل زمان میلیاردرهایی را که مدت‌هاست با پدیده‌ای تحت عنوان ضرر مالی مواجه نشده‌اند، فراری می‌دهد اما حسین هدایتی انگار یک استثناست. هوک کشنده علی پروین، میلیاردر تازه‌وارد را از رینگ خارج نکرد. او در میانه‌های شمارش معکوس داور از جا برخاست و برای تصاحب عنوان «سلطان رینگ» زیاد انتظار نکشید.

کنکاش در زندگی حسین هدایتی با صید نکات دندان‌گیری همراه نمی‌شود و هرچه در این عرصه مطرح است ده‌ها اما و شاید و اگر را شامل می‌شود.

 

آنچه چهره مرموزتری را از مرد همه‌کاره این روزهای فوتبال ایران می‌سازد، مردی که وقتی دستش را به جیب فرو می‌برد حتی کورترین و سرسخت‌ترین گره‌ها را هم باز می‌کند.

روزنامه‌های ترکیه‌ای روزهای گذشته نوشتند مذاکره فدراسیون فوتبال ایران با فاتح تریم توسط شخصی به‌نام حسین هدایتی راهبری می‌شود و صحبت از رد و بدل شدن چهار میلیون یورو در میان است. هنوز سرگیجه ناشی از این خبر به پایان نرسیده بود که شرکت استیل‌آذین ایرانیان ۳۴ درصد سهام تراکتورسازی را خرید تا ثابت شود جاه‌طلبی‌های هدایتی را نباید تنها در مالکیت یک باشگاه پر زرق و برق لیگ برتری خلاصه کرد. سرنخ اکثر پول‌های درشتی که در فوتبال ایران جابه‌جا می‌شود در دست حسین هدایتی است و به‌نظر می‌رسد حساب شخصی او از ارگان‌ها و سازمان‌هایی که سالانه میلیاردها تومان بودجه دولتی دریافت می‌کنند پر و پیمان‌تر است.

استیل‌آذین کارخانه کوچک و جمع‌و‌جوری بود که میله پرده تولید می‌کرد و چرخ امرار معاش خانواده هدایتی را می‌چرخاند. هدایتی بزرگ پسرش حسین را در نوجوانی وارد کارخانه کرد تا به اصطلاح کار را یاد بگیرد و در آینده راه پدر را ادامه بدهد. حسین ۲۲ساله بود که پدر از دنیا رفت و پسر تصمیم گرفت سر و شکلی تازه به استیل‌آذین بدهد. او روابط عمومی فوق‌العاده‌ای داشت و فراز و نشیب‌های تجارت و سرمایه‌گذاری را خوب می‌شناخت.

هنوز از ۲۵ سالگی عبور نکرده بود که ساختمان‌سازی را هم وارد برنامه شغلی‌اش کرد و چند سال بعد از سودهای کلان به‌دست آمده تاسیس یک کارخانه تولید فولاد را در دستور کار قرار داد. حسین هدایتی با سرعتی باورنکردنی به سمت میلیاردر شدن پیش می‌رفت اما کسی تصور نمی‌کرد او در آینده‌ای نزدیک به یکی از تصمیم‌گیرندگان اصلی فوتبال ایران تبدیل شود.

قبل از هدایتی مدیرانی مثل علی شفیع‌زاده و ناصر شفق با پشتوانه مالی قابل‌اعتنا وارد فوتبال شدند اما گردوخاکی که آنها به‌پا کردند خیلی زود فرو نشست و دوران کاسه چه‌کنم؟ چه‌کنم؟ به‌دست گرفتن و فرار از تعهدات مالی فرا رسید. امروز علی شفیع‌زاده به‌دلیل کثرت بستانکار، زندگی در آن سوی مرزها را ترجیح می‌دهد و ناصر شفق اصول کسب شهرت، کم‌خرج کردن و زیاد به‌دست آوردن در فوتبال ایران را فرا گرفته است.

حسین هدایتی اما شبیه هیچ‌کدام از اینها نیست. وقتی علی پروین از همکاری با تیم آذربایجان استعفا داد، قربانی، مالک متمول این تیم ضرر مالی هنگفتی را متحمل شد و بعدها در اظهارنظری گفت: «پروین کاری کرد که دیگر حتی فوتبال تماشا نمی‌کنم.» چند سال بعد علی پروین سقوط مالی به‌مراتب سنگین‌تری را متوجه استیل‌‌آذین و هدایتی کرد اما او برخلاف آنچه در ظاهر اتفاق افتاده بود به اهداف موردنظر خود از همکاری با پروین رسید. حالا همه فوتبال ایران حسین هدایتی را می‌شناختند و آقای میلیاردر خوب می‌دانست چاه عمیق و سیری‌ناپذیر این فوتبال نیاز شدیدی به جیب جادویی او دارد.

عدم‌صعود استیل‌آذین به لیگ برتر ناکامی دیگری را به کارنامه علی پروین اضافه کرد تا معدود تلاش‌هایی که برای بازگرداندن او به پرسپولیس در جریان بود ناخودآگاه متوقف شود. در این فضا حسین هدایتی آرام‌آرام به هیات‌مدیره پرسپولیس نزدیک شد و نقش مرد ولخرج و عاشقی که علاقه وحشتناکی به قرمزپوش کردن ستاره‌های گرانقیمت دارد، ظاهر شد.

علی کریمی، رحمان رضایی، ابراهیم توره، ایوان پتروویچ و خیلی‌های دیگر با چک‌های سخاوتمندانه او پرسپولیسی شدند و رفته‌رفته فریاد زدن نام عضو متمول هیات‌مدیره به عادت‌های سکوهای سرخ اضافه شد. در تب‌و‌تاب دعواهای مدیریتی باشگاه پیروزی در لیگ هشتم، حسین هدایتی که رابطه نزدیکی با حاج‌اسماعیل وفایی – صاحب برند پرسپولیس- دارد تلاش کرد با تشکیل مثلث هدایتی، وفایی و مهندس عابدینی تیمی به‌نام پرسپولیس را به لیگ برتر ایران برگرداند اما اختلاف‌نظرهایی که میان این سه نفر ایجاد شد او را مجاب کرد که فعلا با پیروزی ادامه بدهد.

در همین اثنا استیل‌آذین با نادر دست‌نشان در لیگ دسته اول روزهای خوبی را سپری می‌کرد و در آستانه صعود به لیگ برتر قرار داشت. در پرسپولیس هر اتفاق مثبتی رخ می‌داد به‌پای حساب بانکی هدایتی نوشته می‌شد و حوادث نگران‌کننده سهم سایر مدیران بود. آنچه اختلاف‌نظر شدید مدیران باشگاه با هدایتی را موجب شد و سرانجام پس از صعود استیل‌آذین به لیگ برتر در حالی که چک‌های برگشت‌خورده و مورددار سازمان تربیت‌بدنی را به دوربین‌های تلویزیونی نشان می‌داد از پرسپولیس کنار کشید.

حسین هدایتی قریب به اتفاق رجزخوانی‌های این فصل را از همتایان پرسپولیسی خود برد. سرآمد این پیروزی‌ها انتقال علی کریمی به استیل‌آذین بود. مردی که می‌گویند یک میلیارد تومان از هدایتی دریافت کرده و با پسر او در راه‌اندازی نمایندگی یکی از کمپانی‌های ساعت‌سازی شریک است. مالک متمول استیل‌آذین کم حرف می‌زند، معمولا لبخند کمرنگی به لب دارد و اصول فرار از پاسخگویی به پرسش‌های دردسرساز را می‌داند.

درباره او می‌گویند برای توهین به مصطفوی ماهی ۴۰۰ هزار تومان به لیدرهای پرسپولیس حقوق می‌داده، درباره او می‌گویند از نظر گرایشات سیاسی تابع جو سیاسی بازار است و با همصنفانش همصدا می‌شود، می‌گویند سابقه حضور در جبهه دارد و سری در میان سرهای بنیانگذاران گروه‌های مختلف سپاه پاسداران داشته است، درباره او می‌گویند با توجه به تمکن مالی‌اش برخی از سیاستمداران تلاش کردند وارد گروه‌های سیاسی شود اما نپذیرفت، می‌گویند در جوانی بازیکن تیم جوانان رز شهرری بوده و با فوتبال بیگانه نیست. درباره او می‌گویند با شکست بیگانه است و ولع سیری‌ناپذیری در پول خرج کردن و سرمایه‌گذاری دارد، می‌گویند بدهی‌های بزرگی به سیستم بانکی دارد اما قدرت مالی او در چرخاندن باشگاه استیل‌آذین نشانی از بدهکاری و ضعف مالی بروز نداده است.

درباره او می‌گویند هنوز بسیاری از ملاکان قدیمی مشتاقند زمین‌هایشان را به حسین هدایتی بفروشند، همان مردی که برای خریدتیم شناخته‌شده انگلیسی پورت موث دورخیز کرده، به وفاداری به کسانی که به آنها همکاری می‌کند اعتقادی ندارد و ساعت ۱۲۰ میلیون تومانی می‌بندد. مردی که مامور است فاتح تریم را جانشین دوست قدیمی‌اش، افشین قطبی کند.

تهران امروز

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها