مقالات فوتبال

آقـای فوتبال و بس!

آخرین فرصت ها برای تماشای یک کریم باقری

مرجع خبری پرسپولیس : هنر اصلی او را باید در استمرار جست‌وجو کرد. باقری در حالیکه بسیاری هم سن و سالانش با شکم‌های برآمده و عضلاتی آویزان، روبه‌روی تلویزیون می‌نشینند و فوتبال می‌بینند، درست در وسط صحنه حضور دارد! در مرکز زمین و هیجان را به مخاطبان فوتبال هدیه می‌دهد.

 

۱) به تصویر روی جلد نشریات ورزشی دیروز دوباره دقت کنید. مخصوصا تصویری که بعد گل زدن از او در قاب دوربین عکاسان ثبت شده است. کریم باقری هر روز متولد می‌شود. دقیقا هر روز. در ویژه‌ترین عکس او، بعد از آنکه دروازه ملوان را باز کرد باقری را می‌بینیم با مشت‌هایی گره کرده، دهانی باز و چشمانی که سیری‌ناپذیری را نشان می‌دهد و پوست گردنش در اثر شدت فریاد شادی کشیده شده و انگار تنها چند میلی‌متر با جدا شدن روح از جسم فاصله دارد. این کریم باقری است. مردی که چندین سال پیش در ستایش او مطالب فراوانی نوشته می‌شد و اکنون نیز با همان هیجان می‌توان برایش دست به قلم شد. راز کریم، در زندگی سالم یا هر چیز دیگری که باشد تاکیدی قوی بر یک نکته است؛ «او، تمام خود را تا قبل از خداحافظی با فوتبال نمایش خواهد داد.»

۲) سه تفنگدار! این لقبی بود که در مقطعی از زمان به باقری، دایی و خداداد عزیزی داده بودند. حضور همزمان در فوتبال آلمان به عنوان نسل جدید لژیونرها افتخاری بزرگ برای جامعه‌‌ای تلقی می‌شد که سال‌های سال بود طعم افتخارات فردی بین‌المللی را در حوزه فوتبال نچشیده بودند. فوتبال امارات یا قطر اوج بلندپروازی ایرانی‌ها محسوب می‌شد و این سه نفر دروازه‌های تازه‌ای را نشان دادند. دایی به شکل دیگر خود را مطرح ساخت. او کاریزمای مدیریتی نیز داشت و به همین دلیل از تحصیلات آکادمیک خویش بهره گرفت و خیلی سریع در کسوت مربی مشغول به کار شد. تجارت را نیز فراموش نکرد تا چهره‌ای خاص از او در اذهان شکل بگیرد. جنس عزیزی فرق داشت. او از حاشیه‌ها لذت می‌برد و بی‌پروایی‌اش جذابیت را به همراه آورد و شاید زبان برنده‌اش را بتوان دلیل اصلی جا گرفتن در ردیف مربیان دانست، اما قصه کریم باقری قصه‌ای دیگر بود.
۳) تحصیلات آکادمیک خاصی ندارد. از کاریزمای دایی نیز برخوردار نیست و نمی‌تواند مانند خداداد با شیرین‌زبانی زمین و زمان را مجذوب کند.
هنر اصلی او را باید در استمرار جست‌وجو کرد. باقری در حالیکه بسیاری هم سن و سالانش با شکم‌های برآمده و عضلاتی آویزان، روبه‌روی تلویزیون می‌نشینند و فوتبال می‌بینند، درست در وسط صحنه حضور دارد! در مرکز زمین و هیجان را به مخاطبان فوتبال هدیه می‌دهد. گل می‌زند. پاس می‌دهد. می‌دود و شوت‌هایش کماکان به یک ابزار جنگی بیشتر شبیه است. او می‌‌داند مربی نخواهد شد. بارها به چنین چیزی اعتراف کرده و خود را نسبت به وارد شدن در حرفه مربیگری بی‌میل نشان داده تا حداقل از این حیث پرونده‌اش بسته شود. هرچند کار اقتصادی انجام می‌دهد ولی در مقایسه با رفیق قدیمی‌اش یعنی دایی هیچ است. برای همین، باقری همین است که هست. تا زمانی که بازی می‌کند فرصت دارید از هنرنمایی یک ستاره لذت ببرید و بعد از خداحافظی دیگر چندان خبری از او به گوش نخواهد رسید. مگر در مواردی معدود و در قالب اظهار نظراتی کوتاه در خصوص پرسپولیس یا تیم‌ملی. خودش می‌داند کارشناس خوبی نیز برای جلب توجه تهیه کنندگان تلویزیونی نخواهد بود. چون اصلا دوست ندارد در هیبت کارشناس ظاهر شود. پس می‌ماند ما و باقری و همین سال‌های باقیمانده از دوران بازیگری‌اش. تا فرصت دارید لذت ببرید. کفش‌ها را که آویزان کند قصه کریم تمام خواهد شد و تنها خاطره‌ای می‌ماند در ورای خاطرات جدیدتر و شاید جذاب‌تر. چه کسی آینده را خوانده است؟

 منبع: روزنامه گل

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها