لیگ هشتم در یک نگاه
سه شنبه ۸ اردیبهشت (۲۰:۳۹)
مرجع خبری پرسپولیس : نگاهی به وضعیت ۱۸ تیم لیگ برتری در لیگ هشتم :
* استقلال؛ قهرمان آبی
حالا آنها قهرمان ایران هستند. قهرمانی که لیگ را به بدترین شکل ممکن شروع کردند ، در ادامه مسابقات پوست انداختند و در آخر توانستند در کنار قهرمانی، بیشترین برد و بیشترین گل زده را به خود اختصاص بدهند، هم یکی از بهترین های خط دفاعی لیگ را در اختیار خود ببیند و هم اینکه مهاجمشان را آقای گل ببیند.
حالا امیر قلعه نویی می تواند ادعا کند که برخلاف حرف و حدیث های مطرح شده در این چند وقت اخیر، یکی از مربیان بزرگ ایرانی فوتبال است.
* ذوب آهن، نایب قهرمان قابل احترام
وقتی نایب قهرمان لیگ فقط با احتساب تفاضل گل، قهرمانی را در روز آخر مسابقه از دست می دهد، وقتی نایب قهرمان در طول فصل راندمان با ثباتی از خود نشان می دهد و وقتی تیم دوم جدول یک چندم قهرمان تماشاگر ندارد کسی نمی تواند نایب قهرمان را به دلیل قهرمان نشدن ملامت کند.
حالا منصور ابراهیم زاده ماند و یک دنیا حسرت! مهم این است که او قهرمانی را از دست رفته می بیند و انتقاد نشنیدن و زیر سووال نرفتن دلیل خوبی نیست که به خاطر آنها از ابراهیم زاده انتظار داشته باشیم، از فوتبال دلخور نباشد.
* مس، پیش بسوی آسیا
سومین حضور در لیگ برتر منتهی شد به گرفتن جواز حضور در لیگ قهرمانان آسیا، حالا کرمانی ها که در ردیف پولدارهای لیگ هستند، قبل از هر کاری باید برای مدیریت یک تیم در سطح بین المللی به شناخت لازم برسند.آنها با سوم شدن نشان دادند که مجموعه ای قابل “توجه” دیدن هستند.
حالا پرویز مظلومی شاید از مواضعش کوتاه بیاید تا بلکه در آسیا هم روی نیمکت تیمش بنشیند، او دنبال این است تا بازیکنان بهتری به کلکسیون مهره های موثر خود اضافه کند.
* سپاهان، دور از انتظار
انگار نه انگار که سپاهان یکی از حرفه ای ترین تیم های فوتبال ایران است. کجای دنیا تیمی که به این سطح رسیده است، در طول یک فصل سه مربی مختلف را به عنوان سرمربی روی نیمکت خود می نشاند. آنها اینقدر به این اشتباه خود اصرار کردند که در آخر سهمیه آسیایی را بعد از چند سال از دست دادند و در لیگ قهرمانان هم اگر “اما و اگر” اجازه بدهد، از گروه خود صعود می کنند.
حالا فرهاد کاظمی مانده است و یک “اصفهان”ی که دوست ندارند او در اصفهان به کارش ادامه بدهد و اگر در جام حذفی جبران نکند باید منتظر شنیدن خبر رفتنش باشد.
* پرسپولیس؛ سردرگم
علت اصلی نتیجه نگرفتن پرسپولیس یکی از معادله های غیرقابل حل لیگ هشتم به شمار می رود. اگر به اسم هایی چون علی کریمی، رحمان رضایی، ابراهیم توره، ایوان پتروویچ، مازیار زارع و ….امکان مالی مناسب را اضافه کنید حتما این سووال مطرح می شود که به واقع کدام علت نگذاشت قرمزها در لیگ برتر قد علم کنند و چه چیزی باعث شد که قهرمان لیگ هفتم، جایی بهتر از پله پنجم در لیگ هشتم نداشته باشد.
*صبای قم ؛ فیروز نتوانست
وقتی به این نتیجه می رسیم که فیروز کریمی یکی از مربیان ضعیف یا حداکثر متوسط لیگ برتر است، احساس ناخوشایندی پیدا می کنیم اما ۱۷ باخت و ۵ تساوی و از دست دادن ۳۹ امتیاز در طول ۳۴ بازی نشان داد که انگار فیروز کریمی بهتر است در تیم های درجه چندمی کار کند چون نمی تواند در تیم های بزرگ، خودی نشان دهد.
حالا این مربی مانده است و “می مانم، نمی مانم” های زیاد، به هر حال او در آسیا هم ناکام بوده و نمی تواند برای ماندن خیلی امید داشته باشد.
* فولاد، خوزستان بازگشت
فولاد که با شمردن چهار میلیارد تومان! امتیاز لیگ برتری سپاهان نوین را خرید و لیگ برتری ماند, هفتمین تیم جدول است و بازی های زیبای زیادی را داشت که موجب شد موفقیت آنها را، همه بازگشت خوزستان به سطح اول تشبیه کنند چون مقام هفتمی سرخ های اهوازی با توجه به شرایط ، نتیجه ای ایده آل برایشان محسوب می شود.
حالا مجید جلالی که نشان داد به فوتبال نگاهی پاک دارد، اگر در این تیم ماندنی شود به طور حتم از مسوولان باشگاه می خواهد تا تیمش را تقویت کند. اگر فولاد را یکی از مدعیان لیگ نهم دیدید، زیاد تعجب نکنید.
* پیکان، نمی توانند راضی نباشند
پیکانی ها هرگز تصور نمی کردند که در چند هفته متوالی صدرنشین بی رقیب باشند، اما از آنجا که صدرنشینی و قهرمان شدن نیازمند شاخصه های زیادی است، آنها با سرعت نسبتا زیادی از صدر فاصله گرفته و با رده هشتمی لیگ را به پایان بردند، البته هیچ کس نباید آنها را به خاطر هشتم شدن، تیم ناموفقی بداند.
حالا اصغر مدیرروستا بهتر است خیلی محترمانه از پیکانی ها خداحافظی کند، چون انگار اختلافش با مدیریت باشگاه هیچ وقت تمام نشد و در صورت ادامه همکاری هم نخواهد شد.
* مقاومت سپاسی، مثل همیشه
به نظر می رسد مقاومتی ها که در دوره بعد لیگ برتر یک مربی جدید خواهند داشت، به همین جایگاه در جدول بسنده خواهند کرد و جایگاه نهمی را رتبه ای خوب می شناسند، مثل همیشه!
حالا غلام پیروانی حس عجیبی دارد، او دیگر رنگ نیمکت های لیگ برتر را نمی بیند تا در عرصه ملی به فوتبال ایران کمک کند. اما برانکو ایوانکوویچ همیشه می گفت مربیگری در تیم باشگاهی باعث می شود تا در بازی های بیشتری تیمت را به زمین بفرستی، آیا غلام پیروانی هم همین فکر را در ذهنش می پروراند؟
* سایپا ؛ اگر مایلی کهن نمی آمد…
مشخص نبود اگر محمد مایلی کهن در شروع نیم فصل دوم سایپایی نمی شد، سایپا به جای داماش سقوط می کرد یا به جای برق و پیام. به هر حال حاجی مایلی آنها را از انتهای جدول و بحران های ریز و درشت روزانه نجات داد تا دهمین خانه جدول به تیمی برسد که در دور رفت به هیج تیمی “نه” نمی گفت.
حالا سرمربی مستعفی تیم ملی فقط به این فکر می کند که با مدعی شدن در لیگ آینده نشان دهد که نتیجه گرفتن هایش اتفاقی یا موقتی نبوده است.
* راه آهن؛ می توانستند بهتر باشند
تیم متوسطی که در طول فصل سه مربی را روی نیمکت خود می بیند، حتی اگر بازیکنان خوبی را در فصل نقل و انتقالات به خدمت گرفته باشد، باز هم نمی تواند به رتبه ای بهتر از یازدهمی فکر کند. زردهای شهرری اگر با مدیریت منطقی تری اداره می شدند، می توانستند بهتر از اینها عمل کنند.
حالا تارتار مانده است و یک شرایط جدید، آیا او رسما به عنوان سرمربی معرفی و به کار خود ادامه خواهد داد یا دوباره به مستطیل سبز برمیگردد.
* پاس همدان، ای کاش تهرانی می ماندی!
از آن “سبز” مقتدر که همیشه یک پای قهرمانی بود، چیزی نمانده است.این درست که همدانی ها در هر بازی از تیم شان حمایت می کنند تا پاس هم یکی از تیم های طرفدار دار لیگ باشد، اما وقتی نتیجه ای گرفته نمی شود، این چه فایده ای دارد. دوازدهم شدن پاس را هیچ کس در تهران تصور نمی کرد اما حالا آنها چندان هم از رتبه خود ناراضی نیستند!
حالا بگوویچ به خوبی می داند که “بازار”ش را در فوتبال ایران از دست داده است، پیرمرد کرووات بعد از فولاد، نتوانست حرفی برای گفتن داشته باشد و به احتمال زیاد باید نیمکتش در پاس را به دیگری بسپارد.
* ملوان بندر انزلی، آنها همینی هستند که نشان می دهند
انزلی چی ها عادت کرده اند که در لیگ برتر دغدغه چندانی بابت سقوط نداشته باشند و انتظار هم نداشته باشند که تیم شان جایگاهی خوب را در جدول رده بندی به دست آورد. ملوان ها البته با ۹ باخت در لیگ هشتم رکورد قابل قبولی در شکست ها از خود برجای گذاشتند.
حالا محمد احمدزاده به فکر لیگ نهم است، لیگی که به احتمال زیاد ملوان نه دغدغه رفتن به دسته اول خواهد داشت و نه برای بالانشینی خواهد جنگید.
* استقلال اهواز ؛ خداداد،خداداد، خداداد
این روزها از هر کسی در اهواز اسم یکی از چهره های محبوب را سوال کنی، بی شک خیلی ها از خدادادی عزیزی نام می برند. این مربی جنجالی و البته “رک” در هفته های پایانی با گرفتن نتیجه های خیره کنده ای مثل شکست پرگل تیم های سایپا و پرسپولیس و بالاخره پیروزی خارج از خانه و پرگل در هفته آخر توانست آبی های بحران زده اهوازی را لیگ برتری نگه دارد.
* ابومسلم خراسان ؛ میثاقیان کجاست؟
به این اسامی توجه کنید: اکبر میثاقیان، ناصر حجازی، امیر حسین پیروانی، علی حنطه واقعا چه کسی انتظار دارد ابومسلم یا هر تیم دیگری با این همه جابه جایی ها که حتی گاهی مثل همکاری با حجازی فقط در حرف و حدیث ها ماند تا تمرکز تیمی را برهم بریزد، بتواند در نتیجه گیری موفق عمل کند.
اگر اتفاق خاصی رخ ندهد مشکی پوشان دوباره با هدایت میثاقیان وارد لیگ خواهند شد، در این که شرایط آنها با این مربی بهتر می شود، نباید شک کرد.
* پیام مشهد، لیگ برتر هزینه کردن می خواهد
واقعا مشخص نیست مسوولان باشگاه پیام که بضاعت مالی تیم های دسته چندمی رای هم در اختیار ندارند، با چه هدف و انگیزه ای در لیگ برتر حاضر می شوند. البته نباید از این مساله بگذریم که بازیکنان و مربیان این تیم در دو برهه از لیگ برتر با هدایت خداداد و غیاثیان نتیجه های خوبی را گرفتند اما به حکم فوتبالی که با پول اداره می شود، در نهایت دسته اولی شدند تا برای بازگشت به لیگ برتر تلاشی دوباره را از سر بگیرند.
پیام بعد از ابومسلم شلوغ ترین نیمت را در بین لیگ برتری ها داشت.
* داماش ؛ آسانسور فیروزه ای
مشخص نیست کدام روزنامه نگار برای اولین بار واژه “آسانسور” را برای تیم اول رشت به کار برد. آنها که معمولا هر چند وقت یک بار تغییر نام می دهند، وقتی ارزشهای نادر دست نشان را نادیده گرفتند، دوباره به اصل خود که همان رفت و آمد بین لیگ برتر و دسته اول است، برگشتند.
حالا داماشی ها بارها با خود می گویند که ای کاش دست نشان نمی رفت.
* برق شیراز ؛ نارنجی شیراز رفت؟!
بدون شرح!