مردمی کردن دیروز بد بود و امروز خوب
مرجع خبری پرسپولیس : مردمی کردن دیروز بد بود و امروز خوب
وقتی محمود احمدی نژاد، نامه دستور واگذاری پرسپولیس و استقلال به مردم را امضا می کرد، در انتظار هیجان زدگی جامعه ورزش نبود. تصمیمی که با امضای رئیس جمهور به محمد علی آبادی ابلاغ شد، چه نکته تازه یی داشت که مدیران ورزش این گونه در ستایشش نامه های تشکرآمیز نوشتند؟
۱- وقتی محمد علی آبادی صندلی ریاست سازمان تربیت بدنی را از محسن مهرعلیزاده تحویل گرفت واگذاری پرسپولیس و استقلال به مردم دوره تحقیقاتی و مطالعاتی اش را سپری کرده و در انتظار ابلاغ بود. طرح محسن مهرعلیزاده برای واگذاری البته ایرادهای فراوانی داشت. به زعم کارشناسان بورس، بنگاه های اقتصادی زیان ده نمی توانستند به تابلوی بورس برسند. بنابر قوانین بورس این تصمیم منتفی بود، هرچند محسن مهرعلیزاده تصمیم داشت تنها ۲۰ درصد از سهام را وارد بورس کند و مابقی سهام دو باشگاه پرسپولیس و استقلال را به بنگاه های اقتصادی توانمند بسپارد. با وجود این وقتی تیم مدیریتی محمد علی آبادی بر ساختمان سئول تسلط یافت چنین طرحی را ناموفق و غیرمنطقی تلقی می کرد. محمدحسن انصاری فرد اولین مدیرعامل پرسپولیس در دوره علی آبادی چنین شیوه یی را نادرست می دانست و همانند مدیران ارشد سازمان اعتقاد داشت تملک سازمان ورزش کشور در مردمی بودن پرسپولیس یا استقلال بیشتر ظهور می کند.
۲- آیا رئیس سازمان تربیت بدنی به یاد ندارد چهار سال قبل، بحث واگذاری پرسپولیس و استقلال به مردم با تصمیم وی منتفی شد که امروز پس از دستور رئیس جمهور از راه حل های گشاینده رئیس دولت تقدیر و قدردانی می کند؟
چه تفاوتی در آن مردمی کردن و این دستور وجود دارد که یکی عامل موفقیت و سربلندی قلمداد می شود و دیگری موجب خسران؟
دلیل خوشحالی زایدالوصف مدیران پرسپولیس و استقلال و فدراسیون فوتبال و بقیه چیست؟ چه اتفاق عجیب و خارق العاده یی افتاده است که همه به احترامش ایستاده و از خود بیخود شده اند؟ مگر این دستور در راستای اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی صادر نشده است؟ اگر این گونه است که دولت به وظیفه قانونی خود عمل کرده. به وظیفه عمل کردن این همه شادمانی در پی دارد؟ و اگر چنین است چگونه با تاخیر چهارساله زیر نامه واگذاری پرسپولیس و استقلال امضا شده است؟ طرح واگذاری چهار سال پیش آماده شده بود، اگر ایرادی داشت بلافاصله و با تشکیل کارگروهی قابل رفع بود. چهار سال زمان برد که دستور گذشته تکرار شود تا جامعه فوتبال چنین از فرط خوشحالی قالب تهی کند؟ این همان دوراندیشی نبود که چهار سال به خواست سازمان ورزش به تاخیر افتاد؟
۳- نکته جالب تر صحبت های عزیزمحمدی رئیس سازمان لیگ برتر است که گفته؛ «پیش از این و با دستور کنفدراسیون فوتبال آسیا تیم های صنعتی ایران خصوصی شده بودند و مشکل ما تنها این دو باشگاه بود.» آیا آقای عزیزمحمدی می توانند بفرمایند باشگاه های صنعتی ایران در کدام مزایده یا تالار بورس خصوصی شده اند که فقط همین دو باشگاه مانده باشند؟ آیا واگذاری به شرکت های اقماری فولادمبارکه و ذوب آهن و… به معنی خصوصی شدن است؟ یعنی هزینه های میلیاردی باشگاه سپاهان در طول فصل تازه پایان یافته لیگ برتر از جیب آقای ساکت یا پورسینا تامین شده یا آقای آذری شخصاً هزینه های دستگاه عریض و طویل ذوب آهن را پرداخت کرده؟ اگر این گونه قرار است پرسپولیس یا استقلال را واگذار کنیم، این دو باشگاه دولتی بمانند، بهتر است. اگر تمام تیم های صنعتی خصوصی شده اند و فقط پرسپولیس و استقلال مانده بودند چرا همه از مشکلات باشگاه داری دولتی و هزینه های ۲۵۰ میلیاردی دولت در فوتبال ایران گله مند هستند؟ اواخر دهه ۷۰ مدیران باشگاه پرسپولیس به جرم دریافت کمک دولتی برای باشگاه خصوصی در دادگاه محکوم شدند و به فاصله یک یا دو سال بعد، دولتمردان و به ویژه محسن مهرعلیزاده با جنجال پرسپولیس و استقلال را به بدنه دولت افزودند. کجای دنیا یک باشگاه را با تلاش از بخش خصوصی می گیرند و پس از مدت کوتاهی به دنبال بخش خصوصی دیگری می گردند که تیم را به دستش بسپارند؟
۴- معنی خصوصی سازی به بیراهه رفته است. فوتبال درگیر بودجه دولتی است و فقط در کلام خصوصی می شود. تیم های صنعتی خصوصی شده اند. این شوخی فوتبال ایران است که حالا گریبان پرسپولیس و استقلال را گرفته است اما باز هم جای سوال است که چه تفاوتی در این مردمی کردن و مردمی کردن سال۸۴ وجود دارد که هیجان زده شده ایم؟ تفاوت تنها در نوع خصوصی کردن است وگرنه هر دو طیف (مهرعلیزاده و علی آبادی) یک ایده کلی و مبهم را طرح کردند. البته با این تفاوت که در آن سال ها بسیاری از کارشناسان ورزشی و اقتصادی این گونه خصوصی سازی (یا مردمی کردن) را نقد کردند و امروز همه برای تشکر از رئیس جمهور به خاطر نامه راهگشایش از یکدیگر سبقت می گیرند