
ستــارهای که به شدت تنهـــاست
مرجع خبری پرسپولیس : شاید برخی تصور کنند تمجید از فوتبالیستی که بازیاش دل اهالی غیرفوتبالی را هم میبرد کاری عبث باشد که اصلا نیازی هم به آن نیست اما این بار دیگر نمیتوان از نمایش جادوگر راحت عبور کرد.
از علی کریمی حرف میزنیم؛ فردی که شاید جزو معدود فوتبالیستهایی باشد که هوادار و غیرهوادار خیلی راحت اسمش را فریاد میزند یا از او تمجید میکند بدون اینکه فکر کند تعریف از فوتبالیستی که سالی ۴۰۰ – ۳۰۰ میلیون پول به جیب میزند بیشتر آزاردهنده است تا تسلیدهنده.
غلیان غیرت در این بازیکن به شدت رشکبرانگیز است تا جایی که احساس میکنی او مثل یک سرباز فداکار و همه فن حریف باید جور ناتوانی همرزمانش را هم بکشد و در جنگی نابرابر پرچم پیروزی را بالا ببرد.
شاید انتظار از او که به بالاترین سطح فوتبال دنیا رسیده و عنوان بهترین بازیکن آسیا را یدک میکشد بالاست اما در فوتبال یازده به یازده مگر میشود یک بازیکن تیمی منفعل و پر از ایراد را برنده از زمین بیرون بیاورد؟ علی کریمی اما این کار بزرگ را انجام داد؛ با موقعیتشناسی، هنر چگونه ضربه زدن به توپ، استمرار در تلاش برای تصاحب توپ و حس برتریجویی تا سوت پایان.
دقیقه ۹۰ اوج تواناییهای کاپیتان پرسپولیس است. بازیکن فجر میخواهد تونلی از میان پاهای او باز کند اما کریمی با سماجت و دعوا توپ را میگیرد، وحید را میبیند و لحظهای بعد بدون آنکه تصور رسیدن توپ را داشته باشد ضربهای به توپ میزند که فوقالعاده است. در زاویهای تنگ او با روی پا توپ را به تور میچسباند تا ثابت کند فوتبالیست بزرگ چه کیفیتی دارد و چه کارهایی از عهدهاش برمیآید.
جدا از پاس گل یا گل فوقالعادهای که به نام او ثبت میشود، کریمی لحظاتی ویژه در ذهن پرسپولیسی جماعت ثبت میکند. تصاویری که در فوتبال امروزی آنقدر کم شده که با دیدنش به وجد میآیی. طبیعتا اگر فاعل این حرکات فوتبالیستی باشد که در فن فوتبال هیچ کم ندارد اتفاقات دلنشینتر و ماندگارتر خواهد شد. شاید زیباتر از گلی که کریمی میزند آن تکلی که منجر به اخطار گرفتنش شده به دل مینشیند؛ او بعد از یکی دو دریبل موفق توپ را لو میدهد و درست همین جاست که عبارت «لشکر یک نفره» مصداق پیدا میکند.
نمیدانم شاید کمی خندهدار به نظر بیاید اما انگار فرمان آن تکل را دل میدهد و کاری که دلی باشد به دل مینشیند. یا میشود به ثانیههای بعد از گل و آن شادی غریب که بوی پیروزی میدهد توجه کرد، آنجا که مشتهای گره کرده کاپیتان رو به هوادار شده و غریو پیروزی را تداعی میکند. اینجا غلیان غیرت در مشتهای گره کرده او تجلی مییابد و همین تصویر روی جلد روزنامهها نقش میبندد تا فردا همه از علی کریمی بگویند؛ فوتبالیستی که هم فوتبال را خوب بلد است و هم با جان و دل بازی میکند.
پیشکسوتی میگفت کریمی چون نسل قبلی را حس کرده اینطور از جان و دل مایه میگذارد اما او هم کمک فکری میخواهد هم تعصبی. ای کاش میشد بقیه بازیکنان پرسپولیس را هم سوار ماشین زمان کرد و ۲۰ – ۱۵ سالی عقب برد. در آن صورت شاید تیم – ستارهای مثل علی کریمی اینقدر تنها نبود، تنها بودنی که در بسیاری از اوقات به شدت آزاردهنده است.